بررسی این موارد از آن جهت حیاتی ست که بدون مشتریان جدید، شرکت مجبور است بجای تمرکز بر رشد و توسعه به ربودن مشتریان رقیب فکر کند و این بدان معناست که در یک بازار رقابتی شدید درگیر خواهد شد که می تواند عواقبی متفاوت از پیش بینی ها به همراه داشته باشد...

بخش اول از تحلیل بنیادی صنعت قبلا منتشر شد که در آن در خصوص پیچیدگی های تحلیل بنیادی به روش کیفی مواردی مطرح شد. در مطلب قبل اشاره شد تحلیل بنیادی کیفی هر صنعت پیچیدگی های خاص خود را دارد و در بررسی صنایع مواردی مانند مشتریان هر صنعت، سهم بازار شرکت های فعال در هر صنعت، رشد و چشم انداز آن، رقابت در میان شرکت های یک صنعت و حتی سیکل تجاری و ارتباط با صنایع بالادستی و پایین دستی حائز اهمیت فراوان خواهد بود و باید سعی نمود به این موارد توجه ویژه گردد. در ادامه هر یک از این موارد را بیشتر توضیح خواهیم داد.

در بخش نخست در خصوص مشتریان هر صنعت و همچنین سهم بازار شرکت های فعال در هر صنعت به تفصیل صحبت شد و در بخش دوم تحلیل صنعت به چند مورد مهم دیگر در این خصوص اشاره خواهیم کرد.

رشد صنعت

یک روش مناسب برای اطمینان از اینکه آیا پتانسیل برای رشد یک شرکت وجود دارد آن است که پیش از هر چیز برآورد دقیقی از میزان رشد احتمالی مشتریان شرکت صورت گیرد. بررسی این موارد از آن جهت حیاتی ست که بدون مشتریان جدید، شرکت مجبور است بجای تمرکز بر رشد و توسعهبه ربودن مشتریان رقیب فکر کند و این بدان معناست که در یک بازار رقابتی شدید درگیر خواهد شد که می تواند عواقبی متفاوت از پیش بینی ها به همراه داشته باشد.

در برخی بازارها و صنایع رشد مشتریان صفر یا حتی منفی ست که در این شرایط فاکتور تقاضا برای خدمات و محصولات شرکت های صنعت نیازمند توجه ویژه و خاصی ست. برای مثال یک کارخانه تولیدی محصولات قدیمی مانند نوار کاست را در نظر بگیرید که شاید 10 یا 20 سال قبل فروش مطلوبی داشته اما تقاضا برای این محصول به علت تغییرات تکنولوژی با شیب منفی همراه شده است و بازاری شکننده برای این صنعت وجود دارد. نمونه دیگر این تغییرات را می توان در شرکت های لوازم خانگی ، یخچال و تلویزیون های برند های ایرانی مطرح نمود. با تغییرات تکنولوژی و تغییر سلیقه مصرف کننده، این شرکت ها مانند آزمایش اگرچه در دهه های 60 و 70 شرایط مطلوبی داشتند اما به مرور زمان در حاشیه رفتند و چون نتوانستند با شرایط بازار خود را تغییر دهند، با شکنندگی تقاضا در محصولات مواجه شدند که در نهایت به زیان دهی در میانه دهه 90 شمسی و ورشکستگی منتج شد.

رقابت

با نگاهی ساده به تعداد ربا در یک صنعت می توان دشواری کار شرکت ها را برای حضور در بازار فهمید. در صنایعی که تعداد زیادی شرکت با تنوع بالا در حال جذب مشتری هستند، رقابت فشرده تر خواهد بود و حاشیه سود برای محصولات تولیدی در این صنعت کم و اندک خواهد شد.

یکی از بزرگترین ریسک ها در صنایع رقابتی، قدرت قیمت گذاری ست. به طوریکه مطابق نمودار عرضه و تقاضا در اقتصاد خرد با افزایش قیمت، سطح تقاضا تنزل خواهد یافت و این موضوع در بازارهای رقابتی شدت خواهد گرفت لذا انتقال هزینه بیشتر به مشتریان و افزایش قیمت محصولات به توانایی عرضه کننده بستگی خواهد داشت. در برخی صنایع، شرکت های تولیدی با رقبای کمی درگیر هستند و قابلیت انتقال هزینه به مشتریان را دارند که این به معنای فروش محصولات با قیمتی بالاتر به متقاضیان است اما در بازارهای رقابتیاین مزیت محو می شود. برای مثال در بازار محصولات شوینده بهداشتی ضمن تنوع بخشی به اجناس، سعی در ارائه تخفیفات می کنند تا بتوانند در رقابت ، گوی را از رقبا بربایند و این در حالی ست که در صنعت تولید محصولات تزئینی و لوکس خانگی رقابت این چنینی کمتر دیده می شود.

در آینده و در آخرین بخش از تحلیل صنعت بیشتر در این مورد صحبت خواهیم کرد.