در شرایطی که یکی یا دو شرکت به صورت انحصاری، موظف به تامین نیازهای یک منطقه یا کشور هستند، عموما حساسیت ها روی سود کسب شده صنعت افزایش می یابد ...

بخش اول و دوم از تحلیل بنیادی صنعت قبلا منتشر شد که در خصوص پیچیدگی های تحلیل بنیادی به روش کیفی مواردی مطرح شد. در مطلب قبل اشاره شد تحلیل بنیادی کیفی هر صنعت پیچیدگی های خاص خود را دارد و در بررسی صنایع مواردی مانند مشتریان هر صنعت، سهم بازار شرکت های فعال در هر صنعت، رشد و چشم انداز آن، رقابت در میان شرکت های یک صنعت و حتی سیکل تجاری و ارتباط با صنایع بالادستی و پایین دستی حائز اهمیت فراوان خواهد بود و باید سعی نمود به این موارد توجه ویژه گردد. در ادامه مورد باقیمانده یعنی مقررات را بیشتر توضیح خواهیم داد.

مقررات

صنایع مشخص و سنتی عموما تحت شرایط مختلف با قوانین بی شمار و قابل اجرا درگیر خواهند شد. برخی از قوانین به صورت قوانین عمومی اجرا می شوند و به عنوان یک محرک و عامل جاذبه یا به عنوان فاکتور دافعه برای برخی صنایع ایفای نقش کنند و برخی دیگر به صورت موردی و خاص شامل حاص یک صنعت می شوند.

در شرایطی که یکی یا دو شرکت به صورت انحصاری، موظف به تامین نیازهای یک منطقه یا کشور هستند، عموما حساسیت ها روی سود کسب شده صنعت افزایش می یابد. برای مثال اگر در یک صنعت خاص، سود به شکل قابل ملاحظه ای افزایش یابد به دلیل کوتاه بودن دست دولت از ایجاد رقابت در میان شرکت های صنعت، ناگزیر از قوانین و مقررات برای کنترل قیمت ها بهره خواهد جست. نمونه بارز این اتفاق صنعت سنگ آهن در ایران است که چون در اختیار چند شرکت و هلدینگ مشخص قرار دارد ایمیدرو به نیابت از دولت وظیفه قیمت گذاری محصولات یا اعمال قوانین مختلف مثل بهره مالکانه را برای کنترل سود و توزیع آن در صنایع به عهده دارد.

در صنایع دیگر ممکن است قوانین به شکل مستقیم در قیمت گذاری محصولات دخل و تصرف نکند اما اثر آن در هزینه ها یا فروش شرکت های یک صنعت خاص دیده می شود. برای مثال برای آنکه یک دارو یا ماده غذایی مجوز تولید بگیرد، زمان و هزینه زیادی را صرف خواهد کرد و وزارت بهداشت یا سایر عوامل مربوطه بر نحوه تولید و جزئیات آن دخالت خواهند کرد که این موضوع هزینه هایی را برای شرکت ها در بر خواهد داشت و این موارد علاوه بر هزینه های تحقیق و توسعه، برای تولیدات جدید خواهد بود.

از نمونه این مقررات در اقتصاد کم نیست و در همه کشورها نیز دیده می شود. لذا سرمایه گذار باید در هنگان تصمیم گیری برای صنعت یا شرکت خاص، سایر هزینه های تحمیل شده توسط مقررات و قوانین را زیر نظر داشته باشد و در صورت تغییر قوانین، آن را در چشم انداز شرکت ها اعمال نماید.