رخداد های کوچک شرکت را نباید در تحلیل ها نادیده گرفت و گاها تحولات بزرگ از دل زوایای پنهانی بیرون می آیند که کمتر مورد توجه بازار و فعالان بازار قرار گرفته بودند...

در چند مطلب اخیر آموزش بنیادی تحلیل کیفی صنایع را بررسی نمودیم و پارامترهای مختلف را برای آنها مطرح کردیم همچنین مثال های کاربردی از بررسی بنیادی صنایع در ایران عنوان شد و اکنون تحلیل بنیادی کیفی شرکت ها را خواهیم گفت. پیش تر در مطلبی اشاره به دو نوع روش تحلیل بنیادی (کمی و کیفی) داشتیم و در آن هر دو روش را مفید و لازم دانستیم اما حسن بزرگ این روش تحلیل بنیادی آن است که از درگیری های پیچیده صورت های مالی خبری نیست و به همین دلیل می تواند به سادگی مورد استفاده قرار گیرد.

تحلیل بنیادی کیفی شرکت ها

پیش از درگیر شدن با صورت های مالی باید نگاهی به شرایط بنیادی شرکت از زاویه کیفی داشت. به عبارت دیگر هیچ تحلیل بنیادی را نمی توان بدون تحلیل کیفی، جامع و بدون نقص عنوان کرد. تحلیل بنیادی در تلاش است تا ارزش ذاتی سهام یک شرکت را تعیین کند اما تا زمانی که شرایط کیفی صنعت و شرکت مورد ارزیابی قرار نگیرد ، قیمت گذاری درست و صحیح اتفاق نخواهد افتاد. در سوی دیگر باید توجه داشت که رخداد های کوچک شرکت را نباید در تحلیل ها نادیده گرفت و گاها تحولات بزرگ از دل زوایای پنهانی بیرون می آیند که کمتر مورد توجه بازار و فعالان بازار قرار گرفته بودند.

در این مبحث سعی خواهد شد برخی از مهم ترین فاکتورهای بنیادی کیفی برای شرکت ها، برجسته گردد تا به شکل عملی در بازار بورس از آن استفاده کنید.

مدل تجاری

پیش از آنکه سرمایه گذار نگاهی به صورت های مالی بیاندازد یا حتی جستجویی در اینترنت داشته باشید، باید از خود یک سوال مهم بپرسد؛ شرکت دقیقا چه کار می کند؟ پاسخ این سوال همان مدل تجاری شرکت است و به بیان دیگر نشان می دهد درآمد شرکت از چه محل و چگونه است؟ یکی از ساده ترین راه های پیدا کردن مدل تجاری شرکت جستجو در اینترنت و پیدا کردن وبسایت رسمی شرکت است که در آن شرح کاملی از فعالیت های شرکت، شرکا، محصولات، حوزه فعالیت و خدمات ارائه شده و مانند آن یافت می شود. البته افرادی که با صورت های مالی و کدال آشنایی خوبی دارند از گزارشاتی تحت عنوان گزاشات سالانه هیات مدیره می توانند استفاده کنند.

برخی مواقع پیدا کردن مدل تجاری ساده است. مثلا شرکت ایران خودرو اقدام به فروش خودرو با شرایط مختلف اعم از نقدی، پیش فروش یا اقساطی می کند و از محل خدمات نیز درآمدی کسب می کند و این یک مدل ساده، قابل فهم و آشنا برای جامعه سهامداران است. اما در برخی مواقع یافتن مدل تجاری شرکت ساده نیست، برای مثال شرکت الف ارائه کننده خدمات فنی و مهندسی یا پیمانکاری ست اما عملا درآمد خود را از محل شرکت های زیر مجموعه و گرفتن پورسانت بابت واگذاری پروژه ها کسب می کند که این به معنی کم شدن سود و آسیب پذیر شدن آن است. یا شرکت ب که تولید کننده نوعی کانی معدنی ست به جای صادرات مستقیم و شناسایی در آمد ارزی، محصولات را به یک واسط داخلی با قیمت مشخص می فروشد و در حالی که بازار سرمایه در حال چرنکه انداختن برای سود سازی شرکت مطابق بازار های جهانی ست، سودی کمتر از آنچه پیش بینی می شود توسط شرکت ب شناسایی می گردد. لذا پیدا کردن مدل تجاری لبه ای ست که می تواند از یک سو موجب سودآوری مضاعف گردد یا در شرایطی سرمایه گذاران را از خطر ورشکستگی شرکت در آینده آگاه سازد و یا حداقل ریسک را کاهش دهد.

با توجه به اهمیت موارد فوق پیشنهاد می شود حتی المقدور در سهامی سرمایه گذاری کنید که در مورد مدل تجاری آن آگاهی کافی دارید. پیش تر نصیحت وارن بافت به سرمایه گذاران بورس این بود که "اگر در یک صنعت یا شرکت احساس راحتی نمی کنید وارد آن نشوید. اگر نمی دانید راننده خودرویی که سوار آن هستید چه برنامه ای برای فروش و رشد شرکت دارد یعنی کورکورانه به خرید سهام اقدام نموده و خود را آسیب پذیر کرده اید"