Bourse24 Ads 261
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 236
تبلیغ بورس24

Bourse24 Ads 267

مسافران آمدند، عکس گرفتند، خاک برداشتند و رفتند ولی کسی نپرسید سهم طبیعت چه می‌شود؟ هرمز زخمی‌ست از یادگاری‌هایی که باید سر جایشان می‌ماندند.

گزارشی از خالی کردن خاک جزیره هرمز توسط گردشگران!

بورس24 : «هرمز تحمل ترند شدن در اینستاگرام را نداشت.» این روزها، این تیتر در بسیاری از صفحات مجازی به چشم می‌خورد؛ جمله‌ای که به‌درستی حال و روز جزیره‌ی هرمز را توصیف می‌کند. جزیره‌ای که روزگاری با خاک سرخ افسانه‌ای‌اش و شن‌های نقره‌ای درخشانش شناخته می‌شد، حالا زیر بار هجوم بی‌امان گردشگران و تب داغ شبکه‌های اجتماعی، نفسش به شماره افتاده است.

هرمز دیگر آن بهشت بکر و آرام سابق نیست. چند سالی می‌شود که به لطف تبلیغات پرزرق‌وبرق اینستاگرامی، به یکی از مقصدهای محبوب گردشگری تبدیل شده است. مقصدی که خیلی‌ها برای دیدنش، ماه‌ها پس‌انداز می‌کنند تا تعطیلاتشان را در آغوش سواحل جنوب بگذرانند. اما آیا هرمز ظرفیت این حجم از توجه و هجوم را دارد؟

در یکی از ویدئوهایی که به‌تازگی دست‌به‌دست می‌شود، گروهی از زنان و مردانی را می‌بینیم که پنهانی مشغول پر کردن بطری‌های آب با شن‌های نقره‌ای ساحل هستند. زیر ویدئو، نوشته شده است: «دزد طبیعت!» لقبی که شاید در نگاه اول تند به نظر برسد، اما حقیقتی تلخ پشت آن است. آن‌ها بدون در نظر گرفتن آسیب‌هایی که به طبیعت وارد می‌کنند، تنها به فکر این هستند که بگویند: «ما هم از این خاک داریم.» ما هم بخشی از این بازی‌ایم؛ بازی‌ای که در آن چیزی جز خودنمایی و رقابت در به‌دست آوردن تکه‌ای از طبیعت، ارزش ندارد.

بطری بطری، نقره‌ی خاکی برده‌اند!

سال گذشته، یک گردشگر خارجی به ایران آمد. محو زیبایی‌های جنوب شد، مخصوصاً سواحل نقره‌ای جزیره‌ی هرمز. آن‌قدر خوشش آمد که امسال دست دوستانش را گرفت و گفت: «باید اینجا را ببینید!» چه دیدنی! نه آن ساحل همان بود، نه آن نقره، نه آن درخشش.

چرا؟ چون دوستان عزیز و زحمت‌کشی که در ایام نوروز با شور و اشتیاق به دل طبیعت زده بودند، هرچه بطری و کیسه در دست داشتند را از شن نقره‌ای پر کردند و با خود به خانه بردند. لابد فکر کردند دارند تکه‌ای از بهشت را می‌برند، یا شاید هم سوغاتی خاص برای ویترین‌شان. خاک نقره‌ای زیبا است، بله… اما وقتی سرجای خودش کنار خلیج فارس بدرخشد، نه در یک بطری پلاستیکی در انباری خانه یا بدتر از آن، ته کیسه جاروبرقی تا پایان سال.

آخر یکی نیست بگوید این خاک به چه کارتان می‌آید و قرار است چه معجزه‌ای کند؛ به خانه که رسیدید چه می‌کنید با آن، نگاهش می‌کنید؟ پُز می‌دهید؟ یا چند وقت بعد فراموش می‌شود و می‌رود کنار باقی خرت‌وپرت‌هایی که روزی ذوق‌شان را داشتید و حالا فقط جا تنگ کرده‌اند. مسئله اینجاست که همه فکر می‌کنند: «حالا من یکی که چیزی نمی‌برم فقط یک بطری است…» اما وقتی هزار نفر این فکر را بکنند، فاجعه اتفاق می‌افتد. برآوردها می‌گویند نزدیک به ۸۰ درصد از شن نقره‌ای هرمز از بین رفته و هر کسی سهم خودش را از طبیعت برداشته، اما کسی نپرسیده طبیعت خودش چه سهمی دارد.

تمدن را نمی‌شود فقط فریاد زد، باید به آن عمل کرد

جالب است؛ برخی که همیشه دم از تمدن ۲۵۰۰ ساله می‌زنند، در هر محفلی با غرور از نژاد آریایی سخن می‌گویند و مدام درود می‌فرستند، بیشتر اهل شعارند تا رفتار. آن‌ها حتی ساده‌ترین اصولِ حفاظت از میراث فرهنگی یا طبیعت کشورشان را رعایت نمی‌کنند. سوال این است که دقیقاً به چه چیزی می‌بالند به تمدنی که فقط نامش را می‌دانند؟ حرف زدن آسان است. همه بلدند بگویند «ما وارثان فرهنگ و تمدن ۲۵۰۰ ساله‌ایم»، اما پای عمل که می‌رسد، دیگر از آن تمدن چیزی باقی نمی‌ماند. متأسفانه بسیاری از ما فقط در حرف تمدن‌سازیم، و در عمل، تیشه به ریشه‌ی همان میراث می‌زنیم.

مگر فقط تخریب شن‌های نقره‌ای جزیره هرمز آسیب به تاریخ و فرهنگ است؟ نگاه کنیم به مقبره هخامنشی؛ که میراث یک تاریخ است حال و روزش چندان بهتر از هرمز نیست. امسال، در نوروز، برخی گردشگران به خود اجازه دادند روی سنگ‌نگاره‌های باستانی یادگاری بنویسند.

اگر ما این میراث را از بین ببریم، چه چیزی برای فرزندان‌مان باقی می‌ماند. وقتی کودک فردای ما بخواهد ساحل نقره‌ای هرمز را ببیند، یا عظمت بنای هخامنشی را لمس کند، آیا چیزی از آن‌ها باقی مانده که ببینند و مهم‌تر از آن، وقتی بپرسند چه شد که این‌ها نابود شدند، ما به آنها چه پاسخی باید بدهیم. تمدن، داشتن بناهای تاریخی نیست؛ داشتن فرهنگی‌ست که بتواند آن‌ها را حفظ کند.

وقتی مهمان‌نوازی، قربانی بی‌مبالاتی می‌شود

با وجود اینکه هنوز سازوکار مشخص و دقیقی برای ممنوعیت برداشت خاک از جزیره هرمز وجود ندارد، این بار نوبت مردم محلی‌ست که از میراث سرزمین خود دفاع کنند. آن‌ها هستند که باید پیش‌قدم شوند و به مسافران بگویند: «خواهش می‌کنیم، این خاک را نبرید. این خاک در جهان بی‌نظیر است، نه سوغاتی‌ست، نه یادگاری.» آخر، واقعاً یک بطری خاک چه کارکردی دارد؛ اگر حداقل استفاده‌ای داشت، شاید می‌شد برایش بهانه‌ای تراشید. در فضای مجازی، ویدئوهایی از جر و بحث مردم بومی با افرادی که بدون اجازه از ساحل خاک جمع می‌کنند، بازدید زیادی گرفته است. این تصاویر، بازتابی از درد و نگرانی مردمی‌ست که می‌دانند اگر مراقب نباشند، چیزی از زیبایی‌های سرزمین‌شان باقی نخواهد ماند.

این اولین بار نیست که چنین اتفاقی می‌افتد. چند سال پیش، همین اعتراض‌ها در استان‌های شمالی کشور هم دیده می‌شد. مردم شمال از حجم زباله‌هایی که گردشگران در طبیعت رها می‌کردند و آلودگی‌هایی که در دریا و جنگل‌ها ایجاد می‌شد، گله‌مند بودند. اما آن زمان، به آن‌ها برچسب «مهمان‌نواز نبودن» زده شد؛ گفتند سخت‌گیرند، خوش‌برخورد نیستند.

در مقابل، از جنوبی‌ها همواره به‌عنوان مردمی خوش‌برخورد و مهمان‌دوست یاد می‌شد. اما حالا، با وضعیتی که برای جزیره هرمز پیش آمده، صدای همان جنوبی‌های مهمان‌نواز هم بلند شده است. وقت آن است که به جای توقع از مردم محلی برای مدارا، به مسئولیت گردشگران در حفظ طبیعت بیشتر توجه شود. مهمان‌نوازی زیباست، اما وقتی مهمان قدر نداند، گاهی لازم است مرزهایی روشن برای حفظ خانه کشیده شود.

ما مهمانان گذرای این سرزمینیم

تا این‌جا از بی‌ملاحظگی برخی گردشگران گفتیم؛ از آن‌هایی که بی‌توجه به ارزش و اهمیت طبیعت، تنها به دنبال یادگاری‌هایی هستند که جز آسیب، چیزی به جا نمی‌گذارند. اما در میان همه این اخبار تلخ، جرقه‌هایی از امید هم دیده می‌شود. در فضای مجازی، چالشی با عنوان «برگرداندن خاک هرمز» راه افتاده است؛ حرکتی خودجوش که توسط برخی از کاربران دغدغه‌مند آغاز شد. افرادی که پس از دیدن ویدئوها و خواندن گزارش‌ها، متوجه شدند کاری که انجام داده‌اند نادرست بوده. آن‌ها تصمیم گرفتند خاک‌هایی را که از ساحل جزیره برداشته بودند، دوباره به همان‌جا برگردانند.

شاید برای عده‌ای این کار ساده یا حتی بی‌اهمیت به نظر برسد، اما در واقع نشانه‌ای روشن از آگاهی و مسئولیت‌پذیری‌ست. اینکه هنوز هم هستند کسانی که وقتی حقیقت را می‌بینند، حاضرند قدمی برای جبران بردارند، قابل تحسین است.

ما نمی‌توانیم گذشته را تغییر دهیم، اما می‌توانیم آینده را بسازیم. بازگرداندن خاک، نه فقط بازگرداندن ذراتی از زمین، بلکه بازگرداندن بخشی از وجدان انسانی‌ست که گاهی در هیاهوی سفر و لذت، فراموش می‌شود. این حرکت، نه به‌عنوان یک چالش زودگذر، بلکه به عنوان الگویی از مسئولیت اجتماعی باید گسترش یابد. تا یادمان نرود، ما تنها مهمانان گذرای این سرزمینیم؛ و میراثی که امروز حفظش می‌کنیم، فردا خانه‌ی فرزندان‌مان خواهد بود.

منبع خبر: مهر

این مطلب را با دیگران به اشتراک بگذارید :

نظرات :

شما می توانید اولین نفری باشید که برای این مطلب نظر می دهید.

شما هم نظر دهید

برای ارائه نظر خود وارد حساب کاربری خود شوید


Bourse24 Ads 242


پاسخ به سوالات بورسی شما
Bourse24 Ads 259
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 250
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 265
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 143
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 208
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 25
تبلیغ بورس24
Bourse24 Ads 27
تبلیغ بورس24