نرخ دلار ۴٢٠٠ تومان است، نه ۶ تا ٧ هزار تومان! رییس سابق اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران، می گوید: چندی پیش یک روزنامه اقتصادی به عنوان روزنامه جریان حامی دولت، پرسشنامه ای را تهیه کرد که نرخ ارز را بر دو پایه ۵ تا ۶ هزار تومان و ۶ تا ٧ هزار تومان را به نظرخواهی گذاشت. من در آن نظرخواهی گفتم، که اولا این جدول غلط است و شما دارید به بازار جهت می دهید. دوم اینکه از نظر من قیمت دلار ۴٢٠٠ تومان است. این عدد را یک ماه قبل از تصمیم دولت گفتم. فکر می کنم، مجموعه فضاسازی هایی که شد و طرح دیدگاه های تئوریک درباره قیمت ارز، در راستای صحبت آقای ترکان که تاکید داشت « ارز گران، بد نیست»، یکی از عوامل افزایش نرخ ارز بود. البته گروهی هم در اتاق های بازرگانی از این دیدگاه حمایت کردند. در این شرایط در نظر بگیرید، گروهی هم که در خارج از کشور پول داشتند، با طرح اینکه ارز به ۶ - ٧ هزار تومان می رسد، تصور سوپر میلیاردر شدن پیدا کردند. این گروه هم بر فضاسازی ها دمیدند و...

بورس۲۴ : یحیی آل‌ اسحاق رییس سابق اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران می گوید: «سیاست دولت برای ساماندهی ارز درست است، به شرط آنکه همه نظرها یکی شود. برخی از وزرا موافق نیستند که باید همراه شوند. البته آقای روحانی محکم ایستاده است. اگر همه کمک کنند، نواقص این سیستم برطرف می‌ شود.» 

بحران ارز اگر چه به ظاهر فروکش کرده، اما نشانه های آن از بازار غیر رسمی دیده می شود. گروهی از صاحبنظران به دولت توصیه می کنند که بازار سیاه ارز هم قابل ساماندهی است و نباید آن را نادیده گرفت. در مقابل گروهی هم معتقدند که این بازار باید ریشه کن شود.

واقعیت این است که به جز آنچه در سامانه نیما برای پاسخگویی به نیازهای ارزی در نظر گرفته شده، بر مبنای نیازهای رسمی و ضروری کشور است و کسانی که نیاز بیشتری به ارز دارند، چاره ای جز مراجعه به بازار سیاه ندارند.

یحیی آل اسحاق که خود زمانی هم سکان مدیریت دولتی و هم بخش خصوصی را بر عهده داشته، اما پیشنهاد می دهد که بازار دوم ارز(بازار آزاد) هم ساماندهی شود.

رییس سابق اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران که اخیرا مهمان خبرآنلاین بود، پیشنهاد داد:« می توان بازار دوم را با یک دسته بندی دیگر سامان داد. اما همه این حرف ها تا مرحله اجرا نیاز به عزم و اراده واحد دارد.» 

مشروح گفت‌ و گو با وی که در کافه خبرانجام شد را بخوانید:

بعد از اعلام خروج آمریکا از قرارداد برجام،بازار داخلی واکنش تندی به این اتفاق نشان نداد. برخی تحلیل ها حکایت از آن دارد که آنچه دولت در یک ماه گذشته برای ساماندهی بازار ارز،انجام داد به نوعی اقتصاد کشور را در مقابل شوک دوم واکسینه کرد.با این حال تصمیم هایی که برای ساماندهی بازار ارز اخذ شده، چقدر می تواند بحران ارزی را حل کند؟

همان طور که اشاره کردید، تصمیم های دولت سبب شد تا فضای روانی کشور با وجود پیش بینی شوکی که بعد از خروج آمریکا از برجام شده بود،به خوبی کنترل شود.اما در پاسخ بخش دوم سئوال شما درباره وضعیت ارزی کشور و اینکه این سیاست بانک مرکزی چقدر می تواند ادامه یابد، پاسخم این است که اگر بناست سیاستی را جلو ببریم، باید شناخت کاملی از وضعیت اقتصادی کشور داشته باشیم. سپس بر مبنای آن بررسی کنیم، که آیا ادامه این سیاست درست است، یا نه؟

مساله ارزی ما به درآمدهای ارزی و به تقاضاهای ارزی بر می گردد. یعنی اگر بتوانیم تقاضاهای ارز را سامان بدهیم، در حقیقت می توان گفت که توانسته ایم نظام ارزی کشور را مدیریت کنیم.از آنجا که تقاضاهای واقعی ارز به واردات و ثبت سفارش ها ارتباط مستقیم دارد،

اگر روند 7-8 سال گذشته مورد بررسی قرار بگیرد،به این نتیجه می رسیم که میزان واردات کل کشور رقمی در حدود 50میلیارد دلار است. البته این همه نیازارزی کشور نیست؛ 33 مورد نیاز دیگر از ارز دانشجویی و اعزام بیمار به خارج گرفته تا سفر هم باید به این رقم اضافه کرد. جمع این نیازها هم حدود 20 میلیارد دلار می شود. تا اینجای کار، میزان تقاضای ارزی ما 70میلیارد دلار است.

با این حساب نباید تقاضای کاذبی ایجاد شود؟

ما حدود 10 میلیارد دلار هم تقاضا برای کالای قاچاق داریم که نیاز دلاری دارند.یک گروه دیگری هم به هر دلیل نگران اوضاع داخل هستند و می خواهند پولشان را خارج کنند،این افراد هم نیاز ارزی دارند.تعداد این گروه در سال گذشته بنا به روایت آقای پورابراهیمی رییس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی 30 میلیارد دلار بوده است.

خب،اگر این رقم را هم اضافه کنید، می بینید که حدود 100 میلیارد دلار میلیارد دلار مجموع تقاضای ارزی کشور است.حالا در نظر بگیرید در این شرایط گروهی هم به دنبال سوداگری ارز باشند. این گروه هم وارد بازار ارز می شوند و ماحصل این میزان تقاضا افزایش قیمتی می شود که اتفاق افتاد. 

به نظر می رسد در بحران اخیر قدرت سوداگری هم بالا بوده است؟ 

بله، همین‌ طور است. البته اتفاق دیگری هم این وسط افتاد و آن تحرک نقدینگی بود. وقتی حجم عظیم نقدینگی که در اقتصاد ایجاد شده به چرخش دربیاید، یا باید وارد بازار مسکن شود یا ارز و سکه. 

در سیستم قبلی چون عرضه و تقاضای ارز را به بازار سپرده شده بود، حتی قاچاقچی هم نیاز خود را از بازار تهیه می کرد.در نتیجه بازار برای نیازهای عادی به تقاضاها پاسخ می داد اما تقاضاهای غیرعادی که اشاره شد،بازار را بهم زد.

نکته دیگر در بازار ارز مربوط به طرف عرضه است. طبق اعلام صندوق بین المللی پول میزان ذخایرارز کشور رقمی در حدود 109 میلیارد دلار است.حالا به این رقم صادرات نفتی و غیر نفتی هم اضافه کنید، جمع این ارقام نشان می دهد که مشکل منابع ارزی نداریم.آنچه مشکل ایجاد کرده، تقاضاهای غیر واقعی به بازار است.

یعنی شما معتقدید که فقط شوک بیرونی موثر بوده یا عامل درونی هم تاثیر داشته است؟ 

حتما عوامل داخلی هم موثر بودند.مثل همین اختلاف دیدگاه هایی که بین نخبگان و صاحبنظران درباره ارز مطرح شد.این اختلاف بین کسانی که در داخل دولت یا خارج از دولت مطرح شد هم بر انتظارات روانی افزایش قیمت ارز دامن زد.

فکر می کنم مجموعه فضاسازی هایی که شد و طرح دیدگاه های تئوریک درباره قیمت ارز،در راستای صحبت آقای ترکان که تاکید داشت«ارز گران،بد نیست»،یکی از عوامل افزایش نرخ ارز بود.البته گروهی هم در اتاق های بازرگانی از این دیدگاه حمایت کردند.

منظور شما صحبت آقای ترکان درباره ارز است؟

دقیقا،صحبت های آقای ترکان و عقبه فکری که این دیدگاه را داشتند.دیدگاه آقای ترکان درباره ارز نمودی از یک جریان بود. دو نوع تفکر در دولت درباره ارز جریان دارد.جالب آنکه پایه هردوی آنها قیمت دلار بین 6 تا 7 هزار تومان است.

چندی پیش روزنامه دنیای اقتصاد به عنوان روزنامه جریان حامی دولت پرسشنامه ای را تهیه کرد که نرخ ارز را بر دو پایه 5 تا 6 هزار تومان و6 تا 7 هزار تومان را به نظرخواهی گذاشت. من در آن نظرخواهی گفتم که اولا این جدول غلط است و شما دارید به بازار جهت می دهید. دوم اینکه از نظر من قیمت دلار 4200 تومان است. این عدد را یک ماه قبل از تصمیم دولت گفتم.

فکر می کنم مجموعه فضاسازی هایی که شد و طرح دیدگاه های تئوریک درباره قیمت ارز،در راستای صحبت آقای ترکان که تاکید داشت «ارز گران،بد نیست»، یکی از عوامل افزایش نرخ ارز بود.البته گروهی هم در اتاق های بازرگانی از این دیدگاه حمایت کردند.

در این شرایط در نظر بگیرید، گروهی که در خارج از کشور پول داشتند، با طرح اینکه ارز به 6-7 هزار تومان می رسد،تصور سوپر میلیاردر شدن پیدا کردند.این گروه هم بر فضاسازی ها دمیدند.به این اتفاق ها،مسایلی که ترامپ رییس جمهور آمریکا ایجاد کرد،را اضافه کنید. بالاخره اندیشکده های سیاسی آمریکا بیکار ننشسته اند. آنها دریافت که می توانند در اختلاف ارز در داخل ایران نقش ایفا کند.

در نظرداشته باشید،اگر ارز 6-7 هزار تومان شود، همه چیز را در اقتصاد تحت تاثیر قرار می دهد. از آنجا که 60 درصد مردم به لحاظ مالی در گروه متوسط به پایین قرار می گیرند ،با افزایش نرخ ارز درآمدها و هزینه های این گروه باهم هماهنگ نخواهد شد.75 درصد از درآمدهای آنها صرف اموری می شود که با نرخ ارز دچار تلاطم می شود.

اگر قیمت ارز بالا برود، به دنبال آن قدرت خرید مردم هم پایین می آید.مثلا کسی که یک میلیون تومان درآمد داشته با افزایش نرخ ارز،قدرت خرید او 600 هزار تومان می شود.این اتفاق می تواند بخش تولید هم تحت تاثیر قرار دهد. وقتی قیمت تمام شده محصول به دلیل افزایش نرخ ارز بالا می رود، نه می توانند در داخل فروش داشته باشند و نه قدرت رقابت در بازارهای جهانی دارند. پس این مساله به همه شوک بزرگ وارد کرد.

اما آنچه از سوی تصویب شد هم در نهایت بر افزایش قیمت ارز دلالت داشت؟ 

دولت چاره ای نداشت که برای ساماندهی این بازار تصمیم بگیرد.اگر بنا بود که روش قدیم ادامه یابد،ارز از کشور خارج می‌شد.از سویی عوامل بیرونی هم جریان ورود ارز را قفل کرده بود.شرایط پیش آمده مثل بیماری بود که درد می کشید.

دولت برای آغاز درمان،به این اقتصاد مسکن زد. بنابراین سامانه ای که بانک مرکزی تعریف کرده برای این شرایط، تصمیم به هنگامی بود. 

منبع: خبرآنلاین