بررسی موشکافانه حقوق و دستمزد در شرکت های بورسی از پرداختی های قابل توجه حکایت دارد.بدون تردید مدیران ارشد و مدیران میانی این شرکت ها سهم قابل توجه تری از حقوق و مزایا را در این شرکت ها به خود اختصاص داده اند و با مرور این اعداد و ارقام بالا ناخودآگاه انسان به یاد داستان ۴ درصدی و ٩۶ درصدی یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری می افتد؟متوسط حقوق و مزایا در گل گهر ١١.۵ میلیون تومان است.باز گل گهر آخر سال مالی سودی کف دست سهامدار می گذارد اما از ایران خوددرو چه بگوئیم که در ۴ سال گذشته چیزی جز زیان عاید سهامدار خود نکرده اما متوسط حقوق در این خودروساز حدود ٧ میلیون تومان است!!!لذا بهترین پیشنهاد ما به شما در زمان کنونی این است که به جای سهامداری در بورس یا خرید دلار و سکه و ...تلاش کنید تا کارمند یا مدیر یکی از این شرکت ها شوید!!!

بورس۲۴ : موتور رشد تولید و ثروت آفرینی حضور سرمایه گذار در صنعت است، سرمایه گذار با هدف کسب منفعت و دریافت سود اقدام به سرمایه گذاری می کند و یکی از بخش هایی که به منظور سرمایه گذاری و توسعه بخش های مختلف کشور وجود دارد ، قاعدتا بورس است.زمانی که سرمایه گذار از سرمایه گذاری خود عایدی نداشته باشد وی ترجیح می دهد تا سرمایه خود را در بخشی که منفعتش بیشتر باشد ببرد و این می شود که بازار سفته بازی به صورت قارچ گونه رشد می کند و موتور تولید و صنعت می خوابد.

در حال حاضر سرمایه گذاری در ایران با توجه به شرایط حاکم کار صحیحی به نظر نمی رسد چرا که در جدول تهیه شده در زیر شاهد هستیم شرکت هایی که زیان ده هستند و برخی از آن ها نیز به لطف رشد قیمت های جهانی سودده شده اند متوسط هزینه پرسنلی شان به ازای هر فرد بیش از 6 میلیون تومان است!

6میلیون تومان به ازای هر فرد این رقم برای بانک هایی مثل صادرات و تجارت بیش از 8 میلیون تومان است صادرات با بیش از 30 هزار نفر شاغل بیش از 3 هزار میلیارد تومان هزینه دستمزد پرداخت می کند. یعنی بیش از 56 تومان به ازای هر سهم (تعداد سهام 57.8میلیارد سهم) اما آیا این بانک نصف این میزان را به عنوان سود تقسیم می کند؟ ( نماد این بانک مدت هاست متوقف است و سرمایه سهامداران در آن مسدود شده است.)

با توجه به اطلاعات بالا آیا سرمایه گذاری در شرکت های به اصطلاح خصوصی شده که همچنان با سیستم معیوب دولتی اداره می شوند عقلانی است؟

مساله ای که در این میان مطرح می شود این است که آیا این هزینه واقعا در جیب پرسنل می رود؟ که اگر می رفت خوشحال بودیم که حدود 100 هزار نفر از هموطنان زحمت کش درآمدی بیش از 6میلیون تومان دارند اما واقعا این طور است؟

متوسط حقوق در شرکت ها و اداره ها در محدود 3میلیون تومان است و بعید است که این متوسط بیشتر باشد و اگر هزینه های حقوق دستمزد بالا می رود صرفا به جهت بالا بودن درآمد عده ای خواص است آن هم با بهره وری منفی این به اصطلاح مدیران خادم کشور.

ایران خودرو و سایپا دو غول خودرو ساز داخلی که به جهت محدودیت های ظالمانه موجود برای خود در کشور امپراطوری دارند. درآمدی که برای کشور ایجاد نمی کنند درآمد نفتی کشور را هم به جهت سو مدیریت ها می بلعند و بچه تنبل صنعت کشور شده اند.شرکت هایی که هزینه ها و حیف و میل هایشان به قدری زیاد است که با فروش خودروهای خود 2-3 برابر بیش از قیمت تمام شده باز هم زیان ده اند و مدیران آن ها به دلیل همین بی کفایتی ها و سوء مدیریت ها حقوق های چند ده میلیونی می گیرند.

در همین راستا حمید اعرابی فعال حقیقی بازار سرمایه در نقد بالا بودن متوسط حقوق و دستمزد در شرکت های بزرگ بورسی به خبرنگار بورس۲۴ گفت :در حال حاضر شرکت های بزرگ کشور عملا سودی برای سرمایه گذار ندارند.

وی ادامه داد: حداقل حقوق در کشور حدود 931 هزار تومان است و میانگین دریافتی اکثر افراد در کشور حدود 2.5 میلیون تومان است ، حال آن که با بررسی هایی که بورس۲۴ انجام داده است هزینه دستمزد شرکت های بورسی در محدوده ای بالای 6 میلیون تومان است. اما آیا این شرکت ها بهره وری و کارایی هم دارند؟ پاسخ مشخص است ؛ خیر! در حال حاضر سایپا، ایران‌خودرو و حتی شرکت های معدنی بازدهی ناشی از عملکرد عملا ندارند.

وی گفت: این شرکت ها پایگاهی شده برای دریافت حقوق های خارج از عرف عده ای تازه این ها حقوق های ویترین است و درآمد های جانبی از جمله پورسانت ها و وام ها و ... جای خود را دارد که در صورت های مالی براحتی قابل دسترسی نیست!

اعرابی گفت: در حال حاضر سهام بیشتر این شرکت های بزرگ در اختیار سهام عدالت و شرکت های خصولتی است و بر اساس اصل 44 شرکت ها واگذار شده اند و مانده اند بدون سرپرست و مدیران این شرکت ها به جای افزایش بهره وری و کارآیی به فکر جیب خود هستند.

این فعال حقیقی بازار سرمایه در ادامه گفت : در همه جای شهر و در صدا و سیما دائما صحبت از اقتصاد مقاوتی و تولید ملی است اما در این شرایط سرمایه گذار رغبتی به سرمایه گذاری پیدا نمی کند تا در صنایع ملی سرمایه گذاری کند. صرفا عده ای خاص در آمد های هنگفت دارند و سرمایه گذار هم و سهامدار هم اصلا اهمیتی ندارد و عمده شرکت های زیر یا زیان ده اند یا به دلیل رشد قیمت های جهانی قدری سود دارند.