نوشتاری از ولی نادی قمی عمق کم بازار سرمایه و به تبع آن نقدشوندگی پایین دارایی های مالی، بسته بودن نمادهای معاملاتی و عدم شفافیت کافی معاملات علی‌الخصوص در مورد سهام عدالت، ریسک معاملات در بازار سهام را افزایش داده است... اگرچه برای افزایش نقدشوندگی بازار گام مهمی در قالب الزام ناشران بورسی و فرابورسی به معرفی بازارگردان، برداشته شده است اما این تصمیم کافی نیست و اقدامات دیگری به شرح زیر برای افزایش عمق بازار و شفافیت معاملات لازم است... حذف حجم مبنا و محدوده نوسان و...

ولی نادی قمی

عمق کم بازار سرمایه و به تبع آن نقدشوندگی پایین دارایی های مالی، بسته بودن نمادهای معاملاتی و عدم شفافیت کافی معاملات علی‌الخصوص در مورد سهام عدالت، ریسک معاملات در بازار سهام را افزایش داده است. اگرچه برای افزایش نقدشوندگی بازار گام مهمی در قالب الزام ناشران بورسی و فرابورسی به معرفی بازارگردان، برداشته شده است اما این تصمیم کافی نیست و اقدامات دیگری به شرح زیر برای افزایش عمق بازار و شفافیت معاملات لازم است.
۱- حذف حجم مبنا و محدوده نوسان. گام فوری بعدی برای افزایش نقدشوندگی بازار، کنار گذاشتن مکانیزم های متوقف‌کننده خودکار در قالب حجم مبنا و محدوده نوسان است. اگرچه یکی از دلایل اصلی به کارگیری این مکانیزم ها جلوگیری از نوسان شدید قیمت ها است اما با توجه به ابعاد گسترده حال حاضر بازار سهام، کارآمدی خود را از دست داده و عملا مانع از به تعادل رسیدن سریع بازار و کارآیی آن شده است. به علاوه، این مکانیزم ها موجب صف محور شدن بازار شده که ضمن در بر داشتن فرصت های آربیتراژی ، بازار را از تحلیل دور می کند. البته، لزوما این صف‌های خرید یا فروش دربردارنده محتوای اطلاعاتی صحیح نیست.
۲- افزایش میزان سهام شناور آزاد. در حال حاضر میزان شناوری سهام شرکت ها بسیار پایین است و عملا خرید یک سیت مدیریتی در یک شرکت مستلزم پرداخت صرف قیمتی حداقل ۲۰ درصدی است. این موضوع در بازارهای مدرن مالی رایج نیست. در صورت افزایش میزان شناوری سهام شرکت‌ها، وجود یک بازارگردان برای یک شرکت کافی نیست و الزام به بازارگردان‌های متعدد با توجه به ارزش بازار حقوق مالکانه شرکت ( Market Cap) ضروری است.
۳- توسعه فرهنگ بازار سرمایه و روحیه ریسک پذیری. برای تحقق این موضوع ضمن حضور فیزیکی نهادهای مالی بازار سرمایه در کنار مردم ( نظیر شعبات بانکی) از توسعه نرم افزارها و فناوری‌های معاملاتی باید بهره گرفت. همچنین باید از کارآفرینان و استارت‌آپ‌ها حمایت قانونی ( نظیر معافیت مالیاتی،تسهیلات ارزان قیمت، حقوق معنوی و...) کرد. اینکه سپرده های بانکی یا صندوق های سرمایه‌گذاری با درآمد ثابت بدون هیچ ریسک و بدون هیچ مالیاتی سود ۲۰ درصدی با پرداخت های ماهانه عاید سرمایه‌گذار کنند،ضد توسعه و ضد فرهنگ کارآفرینی و فرهنگ بازار سرمایه تلقی می شود.
۴-استقرار نظام حاکمیت شرکتی. به طور خلاصه، استقرار نظام مدرن و قوی حاکمیت شرکتی موجب ارایه اطلاعات شفاف ، افزایش کیفیت سود و افزایش کیفیت گزارشگری مالی شرکت های می شود. این موضوع به نوبه خود موجب افزایش اعتماد به بازار سرمایه و به تبع آن روان شدن معاملات و نقدشوندگی سهام شرکت ها می شود. در حال حاضر بسیاری از شرکت ها و نهادهای مالی بازار پول و سرمایه به صورت شکلی کمیته های حاکمیت شرکتی را مستقر کرده‌اند که لزوما محتوای لازم را ندارد.
۵- افزایش شفافیت معاملات.در حال حاضر امکان کشف سیستمی معاملات مبتنی بر اطلاعات نهانی وجود ندارد و کشف سیستمی دستکاری قیمت های اوراق بهادار به روز نیست. بعلاوه در این خصوص آموزش های مدرن و به روزی وجود ندارد. در کنار این موضوعات، محدودیت های مقطعی در خصوص انجام معاملات توسط حقوقی های بازار و نیز موضوعات مرتبط با فروش سهام عدالت تا حدودی از شفافیت معاملات کاسته است. در حال حاضر از میزان سفارش انباشته سهام عدالت اطلاعاتی در دسترس نیست و اطمینان از منصفانه بودن معاملات سهام عدالت ( به جهت اینکه اغلب فروشندگان سهام عدالت با بازار سهام آشنا نیستند) صرفا بر مبنای معامله شدن آن بر اساس قیمت بازار ساده‌انگاری است.
۶- افزایش تحلیل در بازار. طی سال های اخیر و همراه با تعدد نهادهای مالی در بازار سرمایه کشور، میزان تحلیل در بازار زیادتر شده است. یکی از عوامل افزایش حجم معاملات و نقدشوندگی بازار سهام طی یکی دو سال اخیر در مقایسه با سال‌های گذشته به فعالیت های حرفه‌ای این دسته از نهادهای مالی جدید بر می گردد. البته اعتبار تحلیل و تحلیل‌گر به قوت تحلیل مرتبط است. وقتی که تحلیل‌گران مالی اسیر تب و تاب بازار می شوند و افکار سفته بازانه را ترویج می دهند، اعتماد بازار کاهش پیدا می کند.البته کیفیت تحلیل در بازار ما در مقایسه با بازارهای مدرن پایین است. افزایش کیفیت مستلزم برقراری ارتباطات بین‌المللی و حضور سرمایه‌گذاران خارجی است.

خبره بازارهای مالی