یادداشتی از محمد مشاری این روزها که مخازن بنزین و گازوییل در پالایشگاه ها در حد انفجار است،اتاق های هتل ها میزبان ارواح خبیثه اند،بدنه هواپیما ها مملو فضله کلاغ ها شده است ،آن ها در حال خریدند.چون‌می دانند تقاضای کالا و خدمات به وسیله کرونا محبوس و منکوب شده است ،نمرده است. آن ها اعتقاد عجیبی دارند که سود در خرید است و کسب و کار را تحلیل می کنند ،کسب و کار را می خرند،آن ها سهم نمی خرند.امروز را نمی خرند ، پول می دهند برای فردا. انسان طاعون،وبا،ابولا،سارس و هزار مرض دیگر را مقهور کرده است.چیزی که در گذشته امکان وقوع داشته است در آینده نیز محتمل خواهد بود.همه دنبال پیش بینی آینده اند در حالی که چیزی که سخت به آن نیاز دارد فهم گذشته است. شاخص یک میلیون واحدی خواهد شد در حالی که مردم تا آخر عمر روزی بیست بار دستانشان را خواهند شست.

محمد مشاری

چراغ های پارک خاموش است.یعنی دو مرد میانسال که یکی ته ریش دارد و دیگری ندارد هن و هن کنان نمی دوند دور زمین بازی.

بچه ها خودشان را از بالای سرسره ولو نمی کنند به سمت پایین.بین شمشادها ،معتادها،شیشه را داخل پایپ حرارت نمی دهند.

مغازها تعطیل است.آدم ها چپیده اند داخل خانه هایشان.کسب و کارها مرده.خرید و فروش تعطیل.صدای فرز ،سنگ کار ساختمان نیمه کاره رد نمی شود از پنجره دوجداره ای که مثل آب خوردن صدا، هوا و آلودگی را از خود عبور می دهد.

همه جا حرف است که در تهران نمایشگاه بین المللی را کرده اند ، بیمارستان.در نیویورک قرار است پارک ها را بکنند قبرستان،در رم قرار است دستگاه های اکسیژن را از افراد مسن دریغ کنند.

کسی نمی تواند به قحطی روغن بنفشه،به فراوانی ماسک و به آغوش کشیدن های دوستان فکر کند.غیر از «وارن بافت» و معدود افرادی که نگاهشان بلند تر از نوک دماغشان است و سرمایه گذاری را امری بلند مدت تلقی می کنند.این روزها که مخازن بنزین و گازوییل در پالایشگاه ها در حد انفجار است،اتاق های هتل ها میزبان ارواح خبیثه اند،بدنه هواپیما ها مملو فضله کلاغ ها شده است ،آن ها در حال خریدند.چون‌می دانند تقاضای کالا و خدمات به وسیله کرونا محبوس و منکوب شده است ،نمرده است.

آن ها اعتقاد عجیبی دارند که سود در خرید است و کسب و کار را تحلیل می کنند ،کسب و کار را می خرند،آن ها سهم نمی خرند.امروز را نمی خرند ، پول می دهند برای فردا.

انسان طاعون،وبا،ابولا،سارس و هزار مرض دیگر را مقهور کرده است.چیزی که در گذشته امکان وقوع داشته است در آینده نیز محتمل خواهد بود.همه دنبال پیش بینی آینده اند در حالی که چیزی که سخت به آن نیاز دارد فهم گذشته است.

کرونا شکست خواهد خورد.شاخص یک «میلیون واحدی »خار چشم حباب شناسان،حباب بینان،حباب دوستان ،حباب شناسان ،خواهد شد حتی اگر نویسنده این سطور در مقابل کرونا دستانش را بالا ببرد و بگوید تسلیم و به جای سنگ لحد روی بدنش آهک بریزند.

شاخص یک میلیون واحدی خواهد شد در حالی که مردم تا آخر عمر روزی بیست بار دستانشان را خواهند شست.