نوشتاری از علیرضا باغانی خبرنویسی در بورس و به تعبیری دیگر «بورس نویسی» دارای دردسرهای زیادی است ، شما در بازار یا درباره بازارهایی می نویسید که در ارقام نجومی ارزش دارند (حدود ٩۵٠ هزار میلیارد تومان بورس و حدود ٢٠٠ هزار میلیارد تومان فرابورس) و نوشته شما می تواند به طور آنی میلیاردها تومان پول را در بورس و فرابورس دستخوش نوسان کند... شما درباره ۶٠٠ ناشر بورسی باید قلم فرسایی کنید که از نظر بیشتر آن ها عملکردشان مثبت است ، پس باید خبر مثبت درباره آن ها نوشته شود یا این که نقاط ضعف و کم کاری آن ها را نادیده بگیری ! از طرفی یک جامعه بیش از ١٠ میلیون نفری سهامداران را پیش رو داری که توقع دارند درباره سهمی که دارند مثبت نوشته شود یا این که دوست دارند که در نوشته هایت به مدیران شرکت ها حمله کنی که چرا صف خرید را عرضه می کنند!؟چرا از سهم حمایت نمی کنند!؟چرا گزارش روی کدال نمی گذارند!؟چرا سود را به جای واریز به حساب ، باید بروند از بانک بگیرند!؟ چرا سهم بالا نمی رود ؟چرا فلان نماد متوقف است ؟ و ده ها انتظار یا «اردر» دیگر... البته در این میان ناظران و مجریان بازار را هم در کنار و بعضا مقابل خود داری که اغلب دوست دارند درباره آن ها بنویسی که «ای جماعت سهامدار ؛ بدانید و آگاه باشید که بازار سرمایه چقدر خوب در حال اداره شدن است...!»هر از چند گاهی هم به شرکت ها و مدیران توصیه و گوشزد یا اخطار می کنند که رفت و آمد روزانه ات را هم باید با «کدال» درمیان بگذاری و نه رسانه! حتی اگر تاثیر سود و زیانی نداشته باشد و هدف از آن اطلاع رسانی باشد!! در این میان البته بازیگرانی مثل کارگزار ، مشاور ، سبد گردان ، تامین سرمایه و ده ها بینزس دیگر داری که همه منویات و انتظارات خاص خود را دارند و دوست دارند توی خبرنگار بازگوکننده مشکلات و انتظارت آن ها باشی. به همه این ها اهمیت بروز ماندن خبرنگار ، دانش خوانش صورت های مالی شرکت ها و سردرآوردن از اعداد و ارقام و آگاهی داشتن نسبت به متغیرهای جهانی و داخلی عالم اقتصاد و سیاست را هم اضافه کنید.

علیرضا باغانی

21 سال پیش در چنین روزی محمود صارمی خبرنگار ایرنا در مزار شریف افغانستان شهید شد ، تا روزی را در تقویم ایرانی به خبرنگار اختصاص دهند.

حدود 10 هزار رسانه در ایران مجوز فعالیت دارند اما تعداد خبرنگاران واقعی در کشور کمتر از 5000 نفر اعلام شده و چه بسا خیلی از افراد برای پوشش فعالیت های خود یا بهره مندی از مزایایی که حالا دست یابی به آن ها برای خبرنگار واقعی خیلی سخت شده (مثل طرح ترافیک) ، برچسب خبرنگار را به خود چسبانده اند.

در طول چهار دهه سپری شده از انقلاب اسلامی فضای رسانه ای در کشور دستخوش تغییر و تحولات اساسی شده و اینک می توان ادعا کرد که خط قرمزها و آزادی رسانه ای قابل مقایسه با حتی یک دهه قبل نیست.

شاید بپرسید چرا؟بدون تردید پاسخ سوال را باید در نفوذ شبکه های اجتماعی جستجو کرد ، انقلابی که سبب شد تا جامعه ای همچون ایران نیز در برابر رسانه نه تنها تمکین کند بلکه تلاش کند «سواد رسانه» ای مردم در برابر رسانه هایی که حذف ناپذیرند افزایش پیدا کند تا خود مردم به آزادی درباره پذیرش یا عدم پذیرش اطلاعاتی که به خورد آن ها داده می شود ، تصمیم گیری کنند...

اما خبرنویسی در بورس و به تعبیری دیگر «بورس نویسی» دارای دردسرهای زیادی است ، شما در بازار یا درباره بازارهایی می نویسید که در ارقام نجومی ارزش دارند (حدود 950 هزار میلیارد تومان بورس و حدود 200 هزار میلیارد تومان فرابورس) و نوشته شما می تواند به طور آنی میلیاردها تومان پول را در بورس و فرابورس دستخوش نوسان کند...

شما درباره 600 ناشر بورسی باید قلم فرسایی کنید که از نظر بیشتر آن ها عملکردشان مثبت است ، پس باید خبر مثبت درباره آن ها نوشته شود یا این که نقاط ضعف و کم کاری آن ها را نادیده بگیری ! از طرفی یک جامعه بیش از 10 میلیون نفری سهامداران را پیش رو داری که توقع دارند درباره سهمی که دارند مثبت نوشته شود یا این که دوست دارند که در نوشته هایت به مدیران شرکت ها حمله کنی که چرا صف خرید را عرضه می کنند!؟چرا از سهم حمایت نمی کنند!؟چرا گزارش روی کدال نمی گذارند!؟چرا سود را به جای واریز به حساب ، باید بروند از بانک بگیرند!؟ چرا سهم بالا نمی رود ؟چرا فلان نماد متوقف است ؟ و ده ها انتظار یا «اردر» دیگر...

البته در این میان ناظران و مجریان بازار را هم در کنار و بعضا مقابل خود داری که اغلب دوست دارند درباره آن ها بنویسی که «ای جماعت سهامدار ؛ بدانید و آگاه باشید که بازار سرمایه چقدر خوب در حال اداره شدن است...!»هر از چند گاهی هم به شرکت ها و مدیران توصیه و گوشزد یا اخطار می کنند که رفت و آمد روزانه ات را هم باید با «کدال» درمیان بگذاری و نه رسانه! حتی اگر تاثیر سود و زیانی نداشته باشد و هدف از آن اطلاع رسانی باشد!!

در این میان البته بازیگرانی مثل کارگزار ، مشاور ، سبد گردان ، تامین سرمایه و ده ها بینزس دیگر داری که همه منویات و انتظارات خاص خود را دارند و دوست دارند توی خبرنگار بازگوکننده مشکلات و انتظارت آن ها باشی.

به همه این ها اهمیت بروز ماندن خبرنگار ، دانش خوانش صورت های مالی شرکت ها و سردرآوردن از اعداد و ارقام و آگاهی داشتن نسبت به متغیرهای جهانی و داخلی عالم اقتصاد و سیاست را هم اضافه کنید.

خلاصه این که سخت است در بورس کار رسانه ای کردن و مستقل ماندن و ماندگار شدن.خبرنگار بورس بیش از آن که یک ژورنالیست باشد متخصص و کارشناس بورس است چرا که می خواهد و البته باید که وقایع بازار را بنگارد و تحلیل کند و به چالش بکشاند.

روز خبرنگار مبارک و قلمتان جاودان

سردبیر بورس۲۴