نوشتاری از مهدی ساسانی ، تحلیل گر و فعال بازار سرمایه آیا می دانستید که انسان کلا ده درصد از ظرفیت های مغزی خود را به خدمت می گیرد؟ مصرف آب هویج بینایی را تقویت می کند؟ جرائم در آمریکا در بالاترین میزان همیشگی قرار دارد؟ مردم ایران از بیشترین ضریب هوشی برخوردارند؟ اما ، هیچ کدام از این عبارات صحت ندارند...

مهدی ساسانی

آیا می دانستید که انسان کلا ده درصد از ظرفیت های مغزی خود را به خدمت می گیرد؟

مصرف آب هویج بینایی را تقویت می کند؟

جرائم در آمریکا در بالاترین میزان همیشگیقرار دارد؟

مردم ایران از بیشترین ضریب هوشی برخوردارند؟

اما ، هیچ کدام از این عبارات صحت ندارند.

مساله اینجاست که حقایق ابدا اهمیتی ندارند. مردم آن ها را آن قدر تکرار می کنند که باورشان کنید و این مقوله ای است که تحت عنوان «اثر گمراه کننده حقیقت» از آن یاد می شود؛ در حقیقت نوعی اختلال در روان انسان که تکرار را هم پایه حقیقت قلمداد می کند. بازاریابان ، سیاستمداران و فعالان اقتصادی همگی استاد دستکاری این نوع تمایلات شناختی هستند که احتمالا این اواخر بیشتر از هر زمان دیگری خواسته و ناخواسته با آن ها آشنایی پیدا کرده اید.

اما براستی ماجرا از چه قرار است؟

به گفته Lynn Hasher یکی از روانشناسان دانشگاه تورنتو که تیم تحقیقاتی اش هم نخستین بار در دهه 1970 میلادی به این اثر پی برد، تکرار باور پذیری مسائل را بالا می برد و این اثر احتمالا زمانی که مردم خسته هستند و یا به واسطه اطلاعات دیگر حواس جمع و جوری ندارند، بیشتر خود را نشان می دهد.

در واقع تکرار یک موضوع حتی اگر با واقعیت فاصله زیادی هم داشته باشد می تواند در ذهن یک فرد حقیقت گونه جلوه کند. حالا این موضوع را با شرایط افراد در فضای مجازی و رابطه آن با تاثیر پذیری بازار سرمایه بیش از حد واقع با اخبار مقایسه کنیم. بازار سرمایه از زمانی که فضای مجازی گسترش بیشتری پیدا کرد تاثیر پذیری بیشتری نسبت به بقیه بخش های جامعه به اخبار و حواشی نشان می دهد.

فعالان بازار سرمایه با استفاده مکرر از فضای مجازی خود را در شعاع تاثیر گذاری پدیده «اثر گمراه کننده حقیقت» قرار می دهند. در واقع خواسته یا ناخواسته با تکرار یک خبر یا شایعه باعث می شوند این موضوع خواسته یا ناخواسته اثر گذاری بالاتری را پیدا کند، این موضوع را می توان کمی شخصی تر هم دنبال کرد.

شما سهمی را خریده اید که در زمان خرید دیدی مثبت داشته و از آینده سود آوری آن اطمینان داشته اید ولی حضور شما در کانال ها و گروه های مختلف باعث شده است ذهنتان در برابر آماجی از تکرارها قرار گیرد که روزانه از طریق فضای مجازی به سمت شما مخابره می شوند. این سهم می ریزد ، این سهم تعدیل منفی دارد ، این سهم را فروختند و رفتند و شما ماندید، این سهم تا فلان قیمت اصلاحی است ، این سهم نابود است و ...

خواسته و ناخواسته تکرار این موضوعات باعث می شود شما به یک باور برسید که همان سهمی که در زمان خرید برایتان بسیار ارزنده جلوه داده شده بود، الان یک سهم کاملا پوچ و واهی به نظر برسد و شما در قیمت بالا خریده و در قیمت های نازل واگذارش کنید.

موضوع زمانی بسط پیدا می کند که شما در شرایطی چند معامله را با ضرر نیز بسته باشید.

این بار ، این شما هستید که با تکرار من بدبختم، من فقط دارم ضرر می کنم ، من بد شانسم ، من ... باعث می شوید رویه واقعی خود را مختل کرده و به این باور غلط که من توانایی ندارم به مانند یک حقیقت نگاه کنید. در اصل در اینجا نیز «اثر گمراه کننده حقیقت» شما را کاملا از مسیر اصلی به بیراهه کشانده و حال برای برگشت به مسیر اصلی نیاز به صرف انرژی دو چندان دارید.

فضای مجازی به دلیل گسترش بالایی که داشته است این روزها تاثیرات زیادی بر روی بازار سرمایه گذاشته که این تاثیرات باعث تشدید حرکات هیجانی و افراطی شده است. یعنی افرادی که در مسند بلندگو های فضای مجازی قرار گرفته اند ، خودشان گاها با عدم درک درست شرایط موجود و صرفا با تکرار این موضوعات مطروحه فارق از درست یا نادرست بودن آن ها سعی می کنند موضوعات را یک حقیقت جلوه دهند.

گاهی این شبکه ها بدون آن که بدانند در مسیر تخریب بازار سرمایه و حتی جامعه گام برداشته و به تشدید شرایط موجود کمک کرده اند. همین که تعداد زیادی از این ها بانگ بفروشید بفروشید را تکرار می کنند ، ذهن شما خواسته یا ناخواسته ترس و وحشت را در خودش جای می دهد و به سمت مسیر فروختن می رود.

تجمیع همین فروش ها در نهایت به فشار فروش منجر می شود و این فشار فروش بیشتر خودش معلولی بوده از پیام های تکرار شده قبلی و در زمان بخر بخر نیز همین امر بر قرار است.

تحلیل گر و فعال بازار سرمایه