سلام بر حسین شهید

نوشتاری از علیرضا باغانی در عصر ایران بازار سهام تنها حدود سه هفته پررونق را به خود دید و اکنون سطح عمومی قیمت ها دست کم ١٠ درصد پایین تر از روزهای پر رونق خرداد و اوایل تیرماه است! ترس از فروپاشی برجام و افزایش تنش های سیاسی ، مهمترین دغدغه بورس است... دلار ٨٠٠٠ تومانی برای شرکت های بورسی نفعی نداشته و صادرکنندگان بزرگ از تبدیل دلار صادراتی خود با نرخ توافقی محروم شده اند.این محدودیت غیرقابل توجیه است و باید فورا برداشته شود! منع افشای پیش بینی سود شرکت ها قدرت تحلیل را از بازار گرفته و به نفع هیات مدیره ، مدیران و پرسنل برخی شرکت هاست که از بودجه سالانه ای که به بازار اعلام نمی شود ، اطلاع دارند! بازده بدون ریسک اسناد خزانه چرا دوباره به حدود ٣٠ درصد رسیده...!!

علیرضا باغانی

رونق معاملات در بورس تهران فقط چند روزی برقرار بود و همان طور که پیش بینی می‌شد سهامداران به سرعت ماشه فروش سهم های خود را چکاندند و اوضاع و احوال بازار سهام را به همان روزهای کم فروغ قبل برگرداندند.

اما چرا؟ مگر رونق بورس و مهار نقدینگی از طریق بازار سهام برنامه جدی نظام و دولت نبود؟سران قوا این روزها در هر جلسه ای که دور هم می نشینند از بورس حرف می زنند و تازه متوجه شده اند برای اداره هر چه بهتر اقتصاد و استفاده از سیل نقدینگی موجود در کشور به نفع تولید که از 1500 هزار هزار میلیارد تومان گذشته به جایی همچون بورس نیاز دارند!آن ها هر هفته درباره بورس حرف می زنند و درباره بورس تصمیم گیری می کنند.

آن ها مالیات نقل و انتقال سهام را از نیم درصد به یک دهم درصد تقلیل دادند یعنی 80 درصد کاهش!به شرکت هایی که از محل سود انباشته خود افزایش سرمایه می دهند این فرصت را دادند که از معافیت مالیاتی استفاده کنند و چند اقدام دیگر.

بیشتر این اقدامات چون به تغییر قانون و مصوبه مجلس نیاز دارد در کوتاه مدت قابلیت اجرایی ندارد و دولت اگر می خواهد روند رو به رشد بورس که با سیل ورود نقدینگی ارزش معاملات بورس را به نزدیک هزار میلیارد تومان در روز رسانده بود دوباره تجربه شود و نقدینگی در این بازار مهار شود ، باید مهمترین عامل رشد بورس را درک کند!

تورم دست کم 6 ماهی است که مهمان اقتصاد کشور ما شده اما بورس واکنش خاصی به این شرایط تورمی نداشته است باید بدانیم که برای اهالی بازار سهام در نهایت سودی که شرکت ها می توانند شناسایی کنند و یا به تعبیری واضح تر قدرت سودسازی شرکت ها اهمیت دارد و اساسا در بورس قیمت سهم براساس میزان سودی که آن شرکت محقق کرده یا پیش بینی کرده است ، تخمین زده می شود.

به اعتقاد نگارنده در مقطع کنونی سه عامل بازدارنده سبب شده تا بورس بلافاصله از شرایط پررونق به شرایط رکودی توام با نوسان منفی سوئیچ کند.

دغدغه ارزی صادرکنندگان

عامل نخست ارزیابی تحلیل گران و معامله گران بازار سهام از بی نصیب ماندن بورس از شرایط تورمی و نرخ دلار بالای 7000 تومانی است.دست کم نیمی از بازار سهام ما را شرکت های پتروشیمی‌، معدنی و فولادی تشکیل می دهد.

بیشتر این شرکت ها صادرکننده هستند اما طبق بخشنامه اخیر معاون اول رئیس جمهور این صادرکنندگان بزرگ صرفا می توانند ارز خود را با نرخ دولتی یعنی 4300 تومان فعلی تبدیل به ریال کنند و در اختیار واردکنندگان کالاهای اساسی قرار دهند.

در واقع دلیل اصلی رشد چند هفته اخیر بازار که در رشد قیمت سهام شرکت های بزرگی همچون تولیدکنندگان انواع مس ، فولاد ، سنگ آهن و فرآورده های شیمیایی بروز یافته بود ، به ارزیابی بازار از امکان بهره مندی این شرکت ها از صادرات با نرخ دلار بالای 7000 تومانی بر می گشت ، رخدادی که تحقق پیدا نکرد.

البته رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار اخیرا اعلام کرده : یکی از دغدغه های اهالی بازار سرمایه و سرمایه گذاران موضوع عدم بهره مندی شرکت های صادراتی بزرگ از تبدیل ارز به ریال با نرخ آزاد است.

ما این دغدغه ها را به دولت منتقل کرده و در حال مذاکره با دولت هستیم تا بتوان امکان جدیدی را برای شرکت های بورسی در خصوص تسعیر ارز با نرخ هایی غیر از نرخ اعلام شده ایجاد کرد.

شاپور محمدی در پاسخ به این پرسش بورس۲۴ مبنی بر این که چقدر احتمال موافقت دولت با این موضوع وجود دارد ، تصریح کرده: برای دولت موضوع مهم تامین ارز کالاهای اساسی است و با توجه به تصمیم گیری خوبی که راجع به ممنوعیت و محدودیت واردات کالاهای غیر ضروری اتخاذ شده است‌،معتقدیم اگر شرکت های صادراتی بتوانند ارز خود را با نرخ های واقعی تر به ریال تبدیل کنند ، هدف دولت در تامین ارز کالاهای اساسی تامین می شود و خدشه ای به آن هدف مهم وارد نمی شود و از طرفی دیگر برنامه تقویت بازار سرمایه با جدیت بیشتری دنبال خواهد شد.

وی ابراز امیدواری کرده با پیگیری های مجدانه صورت گرفته بزودی تکلیف نرخ ارز شرکت های صادراتی بزرگ مشخص شود.

بنابراین بورس برای شروع دوباره رونق بدون تردید منتظر شفاف تر شدن شرایط ارزی است.

افشای اطلاعات ناقص

عامل دوم عدم افشای کامل اطلاعات بنگاه های پذیرفته شده در بورس است.تا قبل از دی ماه 96 شرکت های بورسی موظف بودند در گزارش هایی پیش بینی سود خود را برمبنای آخرین مفروضات حاکم بر فضای کسب و کار خود در سامانه رسمی بورس موسوم به کدال افشا نمایند.

خاصیت این افشای اطلاعات این بود که چون هیات مدیره شرکت ها مسئول نشر این گزارش ها بود بنابراین سعی می شد تا گزارش های واقعی تری به بازار سرمایه ارائه شود و بیشتر انحراف ها به دلیل نوسانات شدید اقتصادی یا رخدادهایی مثل فساد مالی و ... رخ می داد که البته تعداد این انحرافات زیاد نبود و مزیت این نوع گزارشگری این بود که تحلیل گران می توانستند بر مبنای پیش بینی که خود شرکت ها از سال مالی یا دوره مالی پیش روی خود داشتند ارزش سهام شرکت ها را ارزیابی کنند اما سازمان بورس و اوراق بهادار از دی ماه گذشته در اقدامی که از آن به عنوان جلوگیری از درز اطلاعات نهایی یاد می کرد به طرز عجیبی الزام شرکت ها به انتشار گزارش پیش بینی سود را حذف کرد و الان عملکرد گذشته شرکت ها مبنای تصمیم گیری سهامداران است!

به عنوان مثال فرض کنید یک شرکت فولادی در انتهای سال 96 مبلغ 100 تومان سود به ازای هر سهم ساخته است، الان سهامدار مجبور است که برای تحلیل سهم و ارزشگذاری آن ، سود 100 تومانی تحقق یافته در سال 96 را ملاک عمل خود قرار دهد درحالی که فضای کسب و کار آن شرکت و متغیرهای تاثیرگذار بر سودسازی آن از سال 96 تا الان به شدت دستخوش تغییر بوده است ، لذا هر تخمین سودی برمبنای عملکرد سال گذشته شرکت از درجه اعتبار ساقط است و تحلیل های این روزها با انحراف های بیشتری نسبت به گذشته مواجه شده است.

نکته دیگر آن که در سیستم گزارشگری قبل هیات مدیره شرکت ها مجبور بود یک پیش بینی از وضعیت سودسازی خود ارائه بدهد اما الان اجباری به شفاف سازی درباره سودی که می تواند در پایان سال مالی بسازد ندارد درحالی که از آن خبر دارد.

در واقع اطلاعات پیش بینی سود شرکت ها اکنون در دسترس مدیران و کارکنان شرکت هاست اما در دسترس سهامداران قرار نمی گیرد و این رخداد در میان مدت و بلند مدت به دلیل رانتی که وجود دارد فسادآور خواهد بود. به نظر می رسد وقت بازنگری در چنین دستورالعملی است که اینک بر ابهامات بازار افزوده است.

ترس از عالم سیاست

عامل سوم و آخر نوسان های شدید اقتصادی به دلیل ترس از بازگشت تحریم ها و افزایش تنش های سیاسی است.توافق برجام اگرچه نتوانست همه آرمان های اقتصادی مورد انتظار را محقق کند لکن به مثابه «گره» ای بود که توسط دستگاه دیپلماسی ایران با دنیا زده شده بود و ایران را به اقتصاد و دنیای سیاست وصل می کرد.

حالا این توافق بدون حضور ایالات متحده به عنوان قدرتمندین اقتصاد جهان متزلزل شده است و تا به این لحظه اروپا ، چین و روسیه نتوانسته اند ریسک هایی مثل عدم خرید نفت از ایران را به طور مشخص و واضح دور کنند.

سهامداران بورس ما این ریسک را در تصمیم گیری های خود لحاظ کرده اند و از این رو به دلیل احتمال فروپاشی برجام یا عدم بهره برداری لازم از این توافق ، دیدگاه های سهامداران این روزها کوتاه مدت تر از قبل شده و شمار زیادی از سهامداران به سود 5 تا 10 درصدی بسنده می کنند و بلافاصله سهام خود را نقد می کنند تا شکار بعدی از راه برسد!

ریزش قیمت ها در بازارهای جهانی مثل بهای جهانی مس ، روی ، سرب و سایر کومودیتی ها در کنار افزایش بازده بدون ریسک مثل اسناد خزانه و نرخ های جذاب سود برخی سپرده های خاص در بانک ها و خارج نشدن بازارهایی مثل مسکن ، طلا و ارز از گردونه جذب نقدینگی دیگر عواملی است که فرصت اکران را از سریال رشد و رونق بورس دست کم در مقطع فعلی گرفته است!

روزنامه نگار اقتصادی و کارشناس بورس

منبع : عصر ایران