حسن خسروی ، مدرس دانشگاه و تحلیل گر مسایل مدیریت دولتی ایران حقیقت آن است که مدیریت دولتی در حال حاضر نیازمند شدید به خانه تکانی نیروها و مهندسی مجدد ساختارها و تشکیلات خود از جمیع جهات است . قطعا با این ساختار مدیریت دولتی ره به جایی نمی بریم . راستی چرا اساتید حوزه مدیریت دولتی خاموش هستند . چرا اقتصاد دانان گاه و بیگاه نامه سرگشاده می دهند ولی حتی یکبار به طور جدی اساتید و صاحب نظران مدیریت ( دولتی ) نامه و دردنامه و نسخه ای تجویز و منتشر نمی کنند؟؟؟. در هر حال دو سال است که از بحث حقوق های نجومی می گذرد و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم . و سوال اینجاست که : چه کسی پاسخگوست ؟؟؟

حسن خسروی ، مدرس دانشگاه و تحلیل گر مسایل مدیریت دولتی ایران

درست دو سال پیش در چنین روزهایی بود که یک نفر خسته و دلگیر ؛ اقدام به انتشار فیش حقوق یکی از مدیران صنعت بیمه می نماید.

اگر مدیریت دولتی ما در طول چهل سال گذشته آنگونه که باید و شاید به مردم پاسخگو و شفاف نبوده در عوض فضای مجازی و شبکه های اجتماعی خیلی خوب و موفق رسالت اطلاع رسانی و تنویر افکار عمومی را به انجام رسانده اند.

از قدیم گفته اند : شبکه های اجتماعی را می توان محدود کرد ولی جلوی گردش اطلاعات را نمی توان گرفت ؟!؟! ماجرای حقوق های نجومی طی دو سال گذشته تمامی ارکان و سطوح مدیریتی و تصمیم گیر و تصمیم ساز کشور را به طور جدی و چالشی درگیر خود کرد و قطعا بسیار بیشتر از اصل و مبلغ پول های دریافتی توسط مدیران دلسوز و زحمتکش ؟!؟! خسارت به کشور وارد شده است که متاسفانه این بخش قضیه مورد حسابرسی دستگاه های نظارتی قرار نمی گیرد.

صرف نظر از آبروریزی ها و صدمات روحی و روانی شدیدی که به مردم و جایگاه مدیران کشور و... وارد شد نشان داده شد که موضوع اعتماد به مدیریت دولتی محل شک و تردید است . ما سرمایه اجتماعی خود را در چهل سال گذشته نه تنها تقویت نکردیم که آن را تضعیف کرده ایم. سرمایه اجتماعی یعنی اعتماد و مشارکت ، اعتماد لایه پنهان سرمایه اجتماعی است و مشارکت لایه آشکار آن . وقتی سرمایه اجتماعی آسیب می بیند همین اوضاع و احوال می شود که می بینیم . مردم نسبت به مدیریت دولتی در ایران حال حاضر امید چندانی ندارند ؛ هر چند که شعار ما تدبیر و امید باشد . کار از شعار گذشته است . باید سرمایه اجتماعی را احیا کرد . تنها راه هم پاسخگو بودن و شفاف بودن مدیریت دولتی است.

از یک منظر دیگر ماجرای حقوق های نجومی "" روابط عمومی "" نداشت . هر کسی از هر مقام و جایگاهی حرفی زد و آماری داد و گزارشی ارائه نمود و آخر الامر هم اعلام شد که در بحث حقوق های نجومی تاکنون برای 42 نفر کیفر خواست صادر شده است و در جایی دیگر گفته شد که برای حدود 70 نفر پرونده تشکیل شده و یا به مراجع قضایی احضار شده اند . حال چه 42 نفر چه 70 نفر . اصلا 100 نفر ؟!؟! واقعا جمع جبری و برآیند کار چیست ؟ چرا یک روابط عمومی مقتدر در سیستم مدیریت دولتی ما وجود ندارد که از حواشی و آسیب های چنین وقایع ناخوشایندی که ته آن هیچ به هیچ است جلوگیری نماید . تا به کی مدیریت دولتی باید لنگان لنگان حرکت کند . این همه شعار شایسته سالاری و شایسته گزینی برای چیست و کجا باید به منصه ظهور برسد ؟؟؟.

حقیقت آن است که مدیریت دولتی در حال حاضر نیازمند شدید به خانه تکانی نیروها و مهندسی مجدد ساختارها و تشکیلات خود از جمیع جهات است . قطعا با این ساختار مدیریت دولتی ره به جایی نمی بریم . راستی چرا اساتید حوزه مدیریت دولتی خاموش هستند . چرا اقتصاد دانان گاه و بیگاه نامه سرگشاده می دهند ولی حتی یکبار به طور جدی اساتید و صاحب نظران مدیریت ( دولتی ) نامه و دردنامه و نسخه ای تجویز و منتشر نمی کنند؟؟؟. در هر حال دو سال است که از بحث حقوق های نجومی می گذرد و ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم . و سوال اینجاست که : چه کسی پاسخگوست ؟؟؟