در بخش های قبل با شرح کامل و مثال های عینی سعی در ارائه دسته بندی مشخصی از انواع ریسک شد و در قسمت پایانی (قسمت دهم) سایر دسته بندی های ریسک را عنوان کرده و با ابعاد این ریسک ها به صورت حرفه ای و البته اختصار آشنا خواهید شد.

در 9 بخش قبل با شرح کامل و مثال های عینی سعی در ارائه دسته بندی مشخصی از انواع ریسک شد و در قسمت پایانی (قسمت دهم) سایر دسته بندی های ریسک را عنوان کرده و با ابعاد این ریسک ها به صورت حرفه ای و البته اختصار آشنا خواهید شد.

اندازه‌گیری ریسک سیستماتیک که به‌عنوان ریسک بازار نیز شناخته می‌شود، نقش عمده‌ای در تئوری‌های قیمت‌گذاری دارایی ایفا می‌کند، چون طبق تعریف، این ریسک را نمی‌توان با تنوع سازی از بین برد. برای مثال در مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه، ریسک اوراق بهادار را توسط کوواریانس آن با بازده بازار سهام اندازه می‌گیرد.

نوع دیگری از دسته بندی ریسک نیز وجود دارد. ریسک قابل‌کنترل می‌تواند به‌وسیله تصمیم‌گیرنده، کنترل شود یا تحت تأثیر قرار گیرد، درحالی‌که تصمیم‌گیرنده در ریسک غیرقابل‌کنترل، هیچ‌گونه کنترلی بر ریسک ندارد. به ریسک قابل‌کنترل، ریسک واکنشی و به ریسک غیرقابل‌کنترل ریسک شانس گفته می‌شود. به‌عنوان‌مثال صاحب خودرو با رعایت موارد ایمنی مثل استفاده از دزدگیر می‌تواند خود را در برابر قسمتی از ریسک سرقت پوشش دهد، اما اگر با رعایت موارد ایمنی بازهم با خطر سرقت روبرو شود، ریسک غیرقابل‌کنترل خواهد بود.

همچنین ریسک را می‌توان به دودسته ریسک واقعی (خالص) و سوداگرانه (برد و باخت) تقسیم کرد. بدین‌صورت که ریسک واقعی، همواره دربرگیرنده زیان است (همانند مالکیت خودرو که در صورت تصادف، زیان وارد می‌شود و در غیر این صورت، وضعیت، بدون تغییر است) و ریسک سوداگرانه، سود و زیان را به همراه دارد (نمونه بارز آن مالکیت یک کارخانه یا شرکت است). به عبارت ساده، ریسک هم می­تواند جنبه زیان (ریسک منفی) و هم جنبه سود (ریسک مثبت) را در برگیرد.

در مجموع آگاهی نسبت به ریسک همواره برای فعالان بازار سرمایه اهمیت دارد و در یک دوره سرمایه گذاری بلند مدت باید بین دو کفه ترازو ریسک و بازدهی ارتباط معقولی برقرار شود.

پایان