وی اعلام داشت که تصمیم‌های مالی باید بر اساس ریسک و بازده انجام شود؛ یعنی در یک سطح مشخص بازده، کمترین ریسک و در یک سطح مشخص ریسک، بیشترین بازده را نصیب سرمایه‌گذار می‌کنند...

در فرهنگ سرمایه‌گذاری همواره ریسک به همراه بازده از مؤلفه‌های مؤثر بر انتخاب سرمایه‌گذاران و یکی از دغدغه‌های اصلی مدیران سرمایه‌گذاری، به شمار می‌رفته است. لذا شناسایی ریسک و ارائه تمهیداتی به‌منظور مدیریت و پوشش ریسک از اهمیت بالایی در پژوهش‌های مالی و همچنین سرمایه‌گذاری کاربردی برخوردار بوده است. با توجه به تغییرات مداوم در عوامل محیطی و سیستم‌های اقتصادی، هر روز ریسک‌های متفاوتی بر ساختار مالی مؤسسات مختلف اثر می‌گذارند. مؤسسات مختلف ازجمله شرکت‌های صنعتی، تولیدی و خدماتی، مؤسسات پولی و مالی و حتی دولت‌ها با توجه به حوزه عملکرد خود، با ریسک‌های خاصی مواجه می‌شوند.

با توجه به انواع تقسیم‌بندی‌های ریسک در کتب مختلف، ریسک به دو قسمت کلی تقسیم می‌شود. دسته اول ریسک مربوط به بازار سرمایه است که در این حالت با توجه به ماهیت مالی متغیرها، روش‌های مدیریت ریسک برای کنترل آن اعمال می‌گردد. دسته دوم، ریسک بازار محصول است که شامل انواع ریسک در سطوح عملیاتی می‌شود. البته این تقسیم‌بندی به مفهوم جدایی ریسک‌ها از یکدیگر نیست بلکه کلیه این ریسک‌ها با یکدیگر در ارتباط هستند و برای مطالعه ریسک در یک سازمان، باید تمامی این ریسک‌ها را به‌صورت یک مجموعه موردبررسی قرارداد.

علاوه بر ریسک بازده نیز از نگاه بازار سرمایه پر اهمیت است زیرا سرمایه‌گذاری به‌منظور کسب بازده انجام می‌گیرد. یک ارزیابی از بازده تنها راه منطقی است که سرمایه‌گذاران می‌توانند برای سرمایه‌گذاری‌های جایگزین و متفاوت از هم انجام دهند.

مارکویتز دانشمند آمریکایی، اولین کسی بود که مقوله ریسک را کمی کرد. وی اعلام داشت که تصمیم‌های مالی باید بر اساس ریسک و بازده انجام شود؛ یعنی در یک سطح مشخص بازده، کمترین ریسک و در یک سطح مشخص ریسک، بیشترین بازده را نصیب سرمایه‌گذار می‌کنند.

در قسمت های بعد انواع ریسک های موجود در بازار سرمایه را نام خواهیم برد و با مثال، نحوه مدیریت آن ها را به طور کابردی بیان خواهیم کرد.