یادداشت علیرضا باغانی در عصر ایران شرکت های بزرگی همچون ملی صنایع مس،کشتیرانی ، دارویی ها و ده ها شرکت بورسی و فرابورسی در سایه توافق «برجام» با تحولات مثبتی مواجه شده اند ، از این رو تداوم این توافق بین المللی برای بورس مهم است.حال با وجود دغدغه های «برجامی» سرمایه گذاران باید چه کنند!؟ ۴ دلیلی که ماندگاری در بورس را توجیه می کند... هرگز در شرایط کنونی همه سرمایه خود را در بازار سهام متمرکز نکنید...

علیرضا باغانی

بورس تهران در حالی که می رفت تا در آستانه نکوداشت 50 سالگی خود با ثبت یک رکورد تاریخی و نمایش شاخص 100000 واحدی در میان سایر بازارهای سرمایه گذاری عرض اندام کند ، از فتح این قله ناکام ماند!

اوضاع و احوال بنگاه های اقتصادی پذیرفته شده در بورس ما خوب است ، حتی خیلی بهتر از سال 92 که برخی از همین سهم هایی که اکنون خریداری ندارند رشد 300 درصدی را در آن سال تجربه کردند ؛ اما سرنوشت بازار سرمایه ما امروز بیش از هر زمان دیگری به «برجام» گره خورده است.

«برجام» و شرکت های بورسی

برخی مدعی هستند که «برجام» نفعی برای کشور نداشته ، اما وقتی وضعیت تنها چند شرکت بورسی را بررسی می کنیم به معجزه «برجام» که خیلی آرام اتفاق افتاده پی می بریم.بله ؛ شکی نیست که ایران در توافق «برجام» به همه اهداف خود نرسید ؛ اما آیا آن زمانی که شرکت ملی صنایع مس ما که با ارزش بازار بیش از 16 هزار میلیارد تومانی جزو 5 شرکت بزرگ بورس تهران است را می توانیم فراموش کنیم که تحریم بود؟آیا اگر تحریم ها از بالای سر این شرکت برداشته می شد می توانستیم از قیمت بالای 7000 دلاری هر تن مس در این روزها خوشحالی کنیم و قیمت سهام این شرکت در طول کمتر از یک سال می توانست 70 درصد رشد کند و آیا اساسا فروش حدود 8 هزار میلیارد تومانی برای این شرکت رقم می خورد؟

کشتیرانی چطور؟آیا خبر دارید که این شرکت هم قبل از «برجام» تحریم بود و اجازه تردد کشتی های ایرانی به خیلی از آب های بین المللی داده نمی شد!؟

مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری کشتیرانی جمهوری اسلامی گفته «بدون تردید اگر «برجام» نبود الان مشخص نبود که کشتیرانی به چه سرنوشتی دچار شده بود.در زمان تحریم ها بیشتر نمایندگی های کشتیرانی در دنیا غیر فعال شده بود، موسسات رده بندی که در تعیین کلاس کشتی ها موثر هستند اصلا جواب ما را نمی دادند و سازندگان کشتی هم به ما کشتی نمی فروختند بلکه سفارش های قبلی را هم متوقف کردند و تردد کشتی هم محدود شده بود به خلیج فارس و کمی آن طرف تر. اما بعد از «برجام» شرایط کشتیرانی به کلی فرق کرده است.

از یک سال گذشته تاکنون توافق های خوبی برای انجام عملیات کامل کشتیرانی در قالب MOUهای مختلف انجام شده است. خوشبختانه تمام دفاتر منطقه ای و نمایندگی های کشتیرانی در دنیا فعال شده اند و 152 فروند کشتی ما با ظرفیت 5 میلیون تن PWT (ظرفیت مطلق) و ظرفیت 120 هزار TEU (حمل کانتینر) در تمام آب های بین المللی غیر از آب های عربستان ، سودان، سومالی و بحرین در حال تردد هستند.

در خصوص بیمه کشتی بایستی خاطرنشان ساخت که هم اکنون ما عضو هیات مدیره کلوپ های بیمه ای بین المللی SteamShip Mutual هستیم مجموعه ای که در پرداخت خسارت های وارده نقش مهمی دارد که در دوران تحریم ها جواب تلفن ما را هم نمی دادند اما الان ما در آنجا کرسی مدیریتی داریم.از همه این ها که بگذریم قراردادهای ساخت کشتی ما هم بعد از «برجام» احیا شد.ما در سال 2008 در قراردادی با هیوندایی کره جنوبی سفارش ساخت 17 فروند کشتی را داده بودیم و حتی 160 میلیون دلار هم پیش پرداخت داده بودیم که به دلیل تحریم ها شرکت کره ای از ساخت و تحویل کشتی ها امتناع می کرد. اما بعد از «برجام» و انجام مذاکرات طولانی این قرارداد به نفع ما تمام شد و به جای تحویل 17 فروند کشتی متوسط به تحویل 10 فروند انواع کشتی با سایز بزرگ و تعدادی با ظرفیت حمل 14 هزار TEU کانتینر تغییر نمود ضمن این که ارتقای تکنولوژی کشتی ها و محاسبه پیش پرداخت در قرارداد جدید منظور شد که این یک گشایش بسیار بزرگ بود و الان 85 درصد این قرارداد 700 میلیون دلاری نیز از منابع خارجی تامین مالی شده است.»

شاید این ها برای مردم قابل لمس نباشد؛ پس بگذارید مثال هایی بزنم تا هم به بورس مرتبط باشد و هم به زندگی مردم.

یادتان هست که در نیمه دوم سال 91 و نیمه اول سال 92 صابون ایرانی در کشور کمیاب شده بود.خیلی از مردم که مصرف کننده صابون هایی با برند پر طلایی ، عروس ، گلنار و نخل و حتی شامپوهای نوستالژیکی مثل شبنم و خمره ای داروگر بودند این کالاها را در سوپرمارکت ها نمی یافتند،علت چه بود به خاطر تحریم ، شرکت هایی مثل پاکسان و گلتاش که از قضا سهام آن ها در بورس معامله می شدند نمی توانستند برخی مواد اولیه تولید صابون از جمله روغن پالم و برخی اسید های چرب را وارد کنند و به همین خاطر صابون و شامپو ایرانی برای مدتی در کشور با حداقل ظرفیت و با موجودی مواد اولیه از قبل خریداری شده تولید می شد!

همین کره پاک که توسط شرکت بورسی «پاک» تولید می شود و برای خیلی ها هم نوستالژیک است در سال 91 و 92 مثل همیشه تولید نشد و شرکت پاک ، کره پرطرفدار خود را مثل همیشه در بازار عرضه نکرد.علت این رخداد این بود که کشور ما ظرفیت کافی برای چربی گیری از شیرهای تولید داخل را ندارد به همین دلیل بخشی از کره مورد نیاز کشور از کشورهایی مثل نیوزلند یا به صورت محصول نهایی وارد و در اینجا بسته بندی می شود یا این که چربی اصلی کره را از کشورهای خارجی خریداری می کنیم ، بماند که کاغذ بین کره و فویل هم وارداتی است!

در مورد صنعت دارو هم بماند که دست کم 50 درصد داروهایی که در داخل تولید می شود نیاز به ماده موثره ای دارند که از خارج از کشور وارد می شود.

اعتراض مردمی به تحریم‌ها علیه ایران، طرحی بود که اعتقاد داشت تحریم بانکی غرب علیه ایران منجر به مشکلات دارویی در ایران شده است. این کمپین که در سال ۱۳۹۲ شمسی آغاز به کار کرد، طی فراخوانی از مردم و چهره‌های سرشناس مردمی و غیر سیاسی ایران دعوت نمود تا با امضای کارت پستال‌هایی به دبیر کل سازمان ملل متحد، اعتراض خود به تحریم‌های بانکی -که معتقد بود منجر به تحریم دارویی ایران شده- را اعلام کنند.

در مانیفست اعتراض مردمی به تحریم دارویی ایران آمده بود : اینک برای این که در تاریخ بماند برای آقای بان‌کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد می‌نویسیم: عالی‌جناب! ما می‌دانیم در هیچ سندی، سطری هم درباره تحریم دارویی نوشته نشده است اما به اذعان نماینده‌های پارلمان اروپا، تحریم بانک‌های ایران و عدم امکان مبادلهٔ پول، ورود دارو به ایران را با سختی‌های بسیاری همراه کرده و اینک مردم کشور ما، تاوان آن را می‌دهند. این در حالی است که سازمان ملل متحد در بیانیهٔ هزاره، خود را موظف کرده بود که تا سال ۲۰۱۵، مردم کشورهای در حال توسعه به داروهای حیاتی مقرون به صرفه، دسترسی پایدار و مداوم داشته باشند. آیا آیندهٔ پایدار با عزت برای همه -که هدف سازمان ملل متحد برای سال‌های پس از ۲۰۱۵ هست- با وضع این تحریم‌ها ممکن خواهد بود؟

بله.در بورس هم ما دست کم 36 شرکت دارویی داریم که پس از سپری کردن این روزهای سخت حالا در سایه «برجام» نفسی تازه می کشند.

پس بدون جانبداری از دولت حسن روحانی و هر گونه نگاه سیاسی این واقعیتی است که برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به «برجام» اقتصاد ایران را نجات داده است و اگر الان با نرخ دلار 8000 تومانی یا حتی بالاتر از این ها مواجه نیستیم و می توانیم در دنیا نفتمان را بدون واسطه هایی همچون (ب ز) بفروشیم ، ماحصل این تعامل مهم با دنیاست.

چه کنیم!؟

اما حالا باید چه کنیم؟حالا که آینده «برجام» با وجود فرد تندرویی همچون دونالد ترامپ در کاخ سفید با مخاطره مواجه شده ، آیا بورس تهران جای ماندن و سرمایه گذاری است؟

این سوالی است که تقریبا هر روز یا فعالان بورس ، یا دوستان و یا برخی از خبرنگاران از نگارنده می پرسند!

بدون تردید هیچ کس در ایران نمی تواند پاسخ دقیقی به این پرسش بدهد که آیا «برجام» ماندنی است یا رفتنی!لکن این را می دانم که دولت کنونی برای تداوم این توافق بین المللی با اهمیت تلاش خواهد کرد و چه بسا قبل از تمدید لغو تحریم ها توسط رئیس جمهور آمریکا شاهد سفرها و رایزنی های وزیر خارجه کشورمان با قدرت های جهانی بودیم.

بنابراین از پیگیری تداوم «برجام» توسط دولتی که خود آن را به مرحله امضا رسانده نباید دغدغه داشت ، اما شرط و شروط های احتمالی آمریکا برای مذاکره در خصوص برنامه موشکی ایران و حضور در منطقه ، آینده این توافق را با چالش هایی مواجه ساخته است.

به اعتقاد نگارنده بورس در مقطع کنونی بیش از هر زمان دیگری شانس رشد دارد ، چرا که...

1) آرامش سیاسی مورد نیاز سرمایه گذاران در صحنه داخلی وجود دارد و در عرصه بین المللی هم در کوتاه مدت نگرانی خاصی دست کم تا فروردین 97 وجود ندارد.

2) نرخ دلار بیش از 20 درصد رشد کرده و پتروشیمی ها به عنوان دارنده دست کم 20 درصد از ارزش بازار سهام ، بخشی از تولید کنندگان سنگ آهن به عنوان شرکت هایی که 10 درصد از ارزش بازار سهام را به خود اختصاص داده اند و فولادی ها که درصدر آن ها فولاد مبارکه اصفهان که با ارزش بازار حدود 22 هزار میلیارد تومانی بعد از هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس دومین شرکت بزرگ بازار سهام است درکنار چندین و چند سهم معدنی دیگر از محل افزایش نرخ ارز به دلیل فروش های صادراتی نفع می برند.

3) قیمت نفت در سطوح 70 دلاری (نفت اوپک در حدود 67 دلار) قرار گرفته است.اقتصاد ایران با فروش روزانه بیش از 2.6 میلیون بشکه نفت همچنان اتکای بسیار بالایی به نوسانات این طلای سیاه دارد.سهام پالایشگاه های بزرگ ایران همچون پالایشگاه بندرعباس، اصفهان ، شیراز ، تبریز ، تهران و لاوان در بازار سهام مورد معامله قرار می گیرد و رشد قیمت نفت آن ها را با افزایش نرخ فروش فرآورده های نفتی تولیدی مواجه می کند.پس این سهم های بزرگ بازار سهام هم با احتمال رشد مواجه هستند.

4)بودجه 97 طوری برنامه ریزی شده تا تحرکاتی در برخی بازارها ایجاد شود.حتما شنیده اید که می گویند بودجه 97 تورمی است.به نظر می رسد با وجود نرخ دلاری که بالای 4500 تومان جا خوش کرده و بودجه ای که در مجلس با تغییرات کمی (کلیات بودجه) از تصویب گذشته ، سبب شود تا ایران با تورم تک رقمی خداحافظی کند.در شرایط تورمی بورس شانس زیادی برای رشد دارد و در سال های 90 و 91 که کشور با تلاطمات سیاسی ناشی از رسیدگی به پرونده هسته ای و تحریم های بی سابقه مواجه بود ، بورس رشد می کرد چون نرخ فروش محصولات شرکت های حاضر در بورس هم به شدت رشد کرده بود.به هر حال در زمان تورم سهام هم در کنار سایر دارایی های فیزیکی رشد می کند.یکی از دلایلی که برای وقوع تورم در سال 97 عنوان می شود آزاد شدن نقدینگی بیش از 1500 تریلیون تومان (1500 هزار میلیارد تومانی) پارک شده در سپرده های بالای 20 درصدی است که در شهریور سال آینده به دلیل مصوبه شورای پول و اعتبار به سررسید های خود می رسد و باید 15 درصدی شوند، مگر این که نرخ سود جذاب تری تعیین شود.

البته با وجود این چند دلیل قابل اتکا برای ماندن در بورس و استفاده از فرصت های کسب سود ، همواره توصیه نگارنده این بوده که یک سرمایه گذار باید سرمایه مازاد خود را در بازارهای مطمئن و قانونی سرمایه گذاری کند.شاید این روزها بهتر باشد با 30 درصد از سرمایه خود به طور مستقیم در بورس حضور داشته باشید.بخشی از آن را به سرمایه گذاری در اوراق مشارکت و صکوک یا صندوق های با درآمد ثابت که بالاتر از بانک ها سود می دهند سرمایه گذاری کنید ، شاید اگر شرایط جذابی برای پیش فروش سکه توسط بانک مرکزی در نظر گرفته شده باشد خرید سکه هم یکی از گزینه های سرمایه گذاری باشد ؛ البته قطعا سرمایه گذاری باید توسط کسی انجام شود که نیازهای اولیه خود مثل مسکن و اتومبیل مناسب را داشته باشد.

به هر حال سرمایه گذاری در بورس و کسب سود از این بازار با وجود ملاحظات سیاسی و اقتصادی و همچنین شرایطی که سازمان بورس و اوراق بهادار در برخورد با ناشران در حوزه افشای اطلاعات و تنزل و ترفیع درجه ها در پیش گرفته ، سخت تر از قبل شده است.

روزنامه نگار و کارشناس بورس

منبع : عصر ایران