بچه پولدار ما (به زعم خود) وقتی از پدرش نمی تواند خرجی زندگی پرخرجش را تامین کند دائم در خانه غر می زند و اعتراض می کند و گاهی حتی وسایل خانه را هم می شکند اما هیچ وقت فکر نمی کند تا با همین مختصری از ثروت پدر که مانده کاری مفید انجام بدهد و با زحمت ارزش افزوده ایجاد کند. بچه پولدار ما به کار نکردن و خرجی گرفتن عادت کرده و حق خودش را به هر قیمتی می خواهد ، حقی که دیگر وجود ندارد...

محمد حسنی سعدی

ما ایرانی ها مثل بچه پولدارها زندگی و مهمتر از همه فکر می کنیم. بچه پولداری که پدرش تمام مخارج زندگی اش را می دهد و او نیازی نمی بیند زیاد کار کند. آن پدر پولدار هم نفت است که سال ها مخارج ما را تامین کرده. منتها مشکل اینجاست که این پدر پولدار دیگر پیر و ورشکسته شده و دیگر توان تامین نیازهای ما را ندارد. ولی ما همچنان مثل قبل از او توقع داریم تا خرجی ما را تامین کند.

با یک حساب سرانگشتی کل سرانه درآمد نفتی کشور با احتساب نفت 60 دلاری تقسیم بر جمعیت کشور چیزی در حدود ماهیانه 200 هزار تومان می شود.(بر اساس محاسبه گزارشی از بی بی سی فارسی، اما برخی محاسبات دیگر مبالغ خیلی کمتر را هم اعلام می کنند) یعنی دولت از این 200 هزار تومن یارانه 45 تومانی را باید بدهد، هزینه آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، راهسازی، هزینه های دفاعی و کلی یارانه ریز و درشت روی سوخت و کشاورزی و امثالهم را هم باید تامین کند. در چنین شرایطی بارها می شنویم که ایرانی ها می گویند ما روی گنج نشستیم و ثروتمندیم. اما حقیقت این است که گنجی در کار نیست.

بدترین نگاه ممکن نگاهی است که توقع دارد بدون هیچ زحمتی از درآمد دولت ارتزاق کند. البته منکر بی عدالتی ها نیستم و معتقدم همین منابع موجود هم به عدالت تقسیم نمی شود. خیلی از ماها فکر می کنیم لازم نیست زحمت بکشیم و قرار است با سهممان از فروش نفت زندگی کنیم و الان که سهممان را نمی دهند فقط غر می زنیم و باز هم کاری نمی کنیم.

بچه پولدارما (به زعم خود) وقتی از پدرش نمی تواند خرجی زندگی پرخرجش را تامین کند دائم در خانه غر می زند و اعتراض می کند و گاهی حتی وسایل خانه را هم می شکند اما هیچ وقت فکر نمی کند تا با همین مختصری از ثروت پدر که مانده کاری مفید انجام بدهد و با زحمت ارزش افزوده ایجاد کند. بچه پولدار ما به کار نکردن و خرجی گرفتن عادت کرده و حق خودش را به هر قیمتی می خواهد ، حقی که دیگر وجود ندارد.

برگرفته از وبلاگ به کجا چنین...