سلام بر حسین شهید

در شهرستان ها اما اوضاع نامناسب تر بود بنا به اظهارات معاون اقتصادی شرکت سهامی کارخانجات ایران، هنوز بورس وجود نداشت اما مردم به هم اعتماد داشتند،مثلا در اصفهان سهام کارخانه های مبادله می شد. در واقع هریک از کارخانه های اصفهان به استثنای یکی دو کارخانه خصوصی چند صد نفر سهامدار داشتند و سهام این کارخانه ها به طور مداوم معامله می شد... بین سال های ١٣١٨ تا ١٣٢٣ این معاملات در اطراف شعبه بانک ملی ایران در اصفهان متمرکز شده بود و عملا یک بورس سهام غیر رسمی ولی کاملا طبیعی دایر شده بود.سهام کارخانه های اصفهان به طوری رونق یافت که حتی افراد کم درآمد نیز اندوخته های خود را به سهام تبدیل می کردند و گاه زنان با فروش زیور آلات خود اقدام به خرید سهام شرکت های سهامی می کردند. اما دیری نگذشت که کارخانه ها وارد مرحله بحرانی شدند و نتیجه آن کاهش ارزش شرکت های سهامی مذکور بود.بر اثر این پیشامد که نه تنها در اصفهان بلکه در سایر نقاط کشور نیز رخ داد، اعتماد مردم از شرکت های سهامی عام به گونه ای سلب شد که اصطلاح«مردم از شین شرکت می ترسند» متداول شد...

درباره تاریخچه پیدایش بورس در ایران در نوشتارهای قبلی تا آنجا خواندیم که «وقتی مراحل راه اندازی بورس جدی تر شد ، کار به آنجا رسید که در اسفند ماه سال 1344 گروهی متشکل از کارشناسان بانک ملی و سایر بانک هایی که به عنوان موسسین بورس مطرح بودند برای آشنایی با سازوکار بورس به بروکسل عزیمت کردند. این گروه کارشناسی 20نفره 9 ماه در بورس بروکسل به کارآموزی مشغول شدند...»

و اما ادامه ماجرا...

پس از تصویب قانون بورس در سال 1345 بعد از گذشت 28 سال از زمان آغاز طراحی اولیه قانون، متن لایحه قانون بورس و اوراق بهادار در فروردین 1343 توسط حسنعلی منصور نخست وزیر وقت به مجلس شورای ملی ارائه شد. این لایحه در چهار فصل شامل تعاریف، ارکان بورس، معاملات و تاسیس بورس تهیه شده بود.از آنجا که لایحه مذکور برای دولت از اهمیت خاصی برخوردار نبود، نخست وزیر وقت نیز در بحث های طولانی مجلس، کوچکترین اشاره ای به آن نکرد و علیرغم این که مجلس این لایحه را شامل یک فوریت کرده بود، رسیدگی و تصویب آن حدود 2 سال به طول انجامید.

در حالی که لایحه بورس در کمیسیون اقتصادی مجلس بررسی می شد در تهران یک بورس محدود و غیر رسمی در محل بانک کشاورزی آغاز به کار کرد که قبوض اصلاحات ارضی و سهام معدودی از کارخانه های دولتی خصوص در آن مبادله می شد .

در زمان تصدی آقای لاریجانی رئیس وقت بانک کشاورزی در محل این بانک اتاقی در نظر گرفته شده بود که جمعی متشکل از حدود 30 دلال در آن به کار خرید و فروش اوراق اصلاحات ارضی و سهام شرکت های قندی مشغول بودند.

این افراد بهای سهام کارخانجات دولتی فروشنده سهام را با قبوض اصلاحات ارضی که در حکم اسکناس تلقی می شد پرداخت می کردند. آن ها این قبوض را به قیمتی نازل تر از ارزش واقعی از افرادی که خواهان فروش قبوض خود قبل از اتمام سررسید 15ساله با بهره6درصد بودند خریداری کرده و از محل آن سهام کارخانه های قندی را که دولت فروشنده آن بود می خریدند،قبوض اصلاحات ارضی همچنین قابلیت ارائه به جای بدهی بدهکاران مالیاتی به دولت را نیز داشت که باعث رونق معاملات غیر رسمی آن در بانک کشاورزی می شد.

در شهرستان ها اما اوضاع نامناسب تر بود بنا به اظهارات معاون اقتصادی شرکت سهامی کارخانجات ایران، هنوز بورس وجود نداشت اما مردم به هم اعتماد داشتند،مثلا در اصفهان سهام کارخانه های مبادله می شد. در واقع هریک از کارخانه های اصفهان به استثنای یکی دو کارخانه خصوصی چند صد نفر سهامدار داشتند و سهام این کارخانه ها به طور مداوم معامله می شد. بین سال های 1318 تا 1323 این معاملات در اطراف شعبه بانک ملی ایران در اصفهان متمرکز شده بود و عملا یک بورس سهام غیر رسمی ولی کاملا طبیعی دایر شده بود.سهام کارخانه های اصفهان به طوری رونق یافت که حتی افراد کم درآمد نیز اندوخته های خود را به سهام تبدیل می کردند و گاه زنان با فروش زیور آلات خود اقدام به خرید سهام شرکت های سهامی می کردند. اما دیری نگذشت که کارخانه ها وارد مرحله بحرانی شدند و نتیجه آن کاهش ارزش شرکت های سهامی مذکور بود.بر اثر این پیشامد که نه تنها در اصفهان بلکه در سایر نقاط کشور نیز رخ داد، اعتماد مردم از شرکت های سهامی عام به گونه ای سلب شد که اصطلاح«مردم از شین شرکت می ترسند» متداول شد .

ادامه دارد...

برگرفته از کتاب تاریخ بازار سرمایه ایران ؛ نوشته علی سعیدی و شادروان شهلا کشاورز نژاد