بهترین پند زندگی ام را یکی از دوستان خانوادگی مان بنام (جورج برندی) به من داد .در آن زمان من ٢٠ ساله بودم و او پیرمردی ٨٠ساله، اصلا تصور نمی کردم که گفته او تبدیل به مهم ترین پند زندگی ام شود. فی الواقع گفته او در آن زمان یک جمله بسیار عادی به نظرم آمد...

کلاز کلین فلد

بهترین پند زندگی ام را یکی از دوستان خانوادگی مان بنام (جورج برندی) به من داد .در آن زمان من 20 ساله بودم و او پیرمردی 80ساله، اصلا تصور نمی کردم که گفته او تبدیل به مهم ترین پند زندگی ام شود. فی الواقع گفته او در آن زمان یک جمله بسیار عادی به نظرم آمد.

او انسان خودساخته ای بود. او کارش را در ابتدا به عنوان یک کارگر ساده ساختمانی شروع کرده بود اما بعدها تبدیل به یک پیمکانکار پروژه های بزرگ ساختمانی شد. حتی پروژه های بین المللی هم اجرا می کرد.

جمله او این بود: ( هر زمان که خواستی کاری را آغاز کنی، قبل از شروع اول بنشین، تکیه بده، چشم هایت را ببند و سعی کن آینده دلخواهت را در ذهنت مجسم کنی و کار را زمانی آغاز کن که آینده مشخصی از آن در ذهنت داری، سپس خواهی دید که همه چیز در همان مسیر تصور تو حرکت خواهد کرد. )

در تمام مواقع، این نوع تفکر را به کار گرفتم .هر زمان پست جدیدی به من پیشنهاد می شد اول سعی می کردم آینده آن را مجسم کنم. در شرکت زیمنس هم این استراتژی همواره با من است. حتی زمانی که مشکلات آنقدر زیاد است که همگی گیج می شویم، من سعی می کنم همه مسایل را ناگهان فراموش کنم و از خود بپرسم، دوست داری آینده چه طور باشد؟ هیچ وقت فرصت نشد که به جرج بگویم که پند او چه کاربردی در حرفه ام دارد و چقدر برایم ارزشمند است.

مدیر عامل شرکت زیمنس