نوشتاری از علیرضا باغانی در بورسی که کمتر از ٩٠ میلیارد دلار ارزش دارد یعنی کمتر از ١۵ درصد ارزش شرکت اپل در بورس نیویورک و ٨٠ درصد آن هم دست دولت و نهادهای حاکمیتی است ، خبرنگاران اگر آزاد هم باشند بازهم به درهای بسته می خورند!

علیرضا باغانی

خبرنگاران به لطف محمود صارمی که 18 سال پیش در مزار شریف افغانستان شهید شد یک روز از تقویم ایرانی را تصاحب کرده اند!

امروز همان روز است ، روز خبرنگار

اما در بورس ما خبرنگاری رنگ و بوی دیگری دارد!

در بورسی که کمتر از 90 میلیارد دلار ارزش دارد یعنی کمتر از 15 درصد ارزش شرکت اپل در بورس نیویورک و 80 درصد آن هم دست دولت و نهادهای حاکمیتی است ، خبرنگاران اگر آزاد هم باشند بازهم به درهای بسته می خورند!

آن ها از چه چیزی باید بنویسند؟

از بورسی که عرضه اولیه جذاب آن با سود قطعی 20 درصدی فقط 67 هزار استقبال کننده دارد؟

از بازاری که مدیران شرکت ها به خاطر مصاحبه به کمیته تخلفات فراخوانده می شوند حتی اگر اطلاعات مهمی را افشا نکرده باشند؟

یا از «سخابی» که با دستان همین اهالی محترم بورس و در انتقاد از اسناد خزانه فرابورسی با سود 40 درصدی به وجود آمد؟

از کنتورسازی بنویسند که سرمایه سهامداران زیادی را خاکستر کرده ، یا از حال و روز سهامداران بانکی...؟

یا تجربه پشت درب مجامع شرکت ها ماندن را روایت کنند؟؟

و جالب تر این که در این کارزار خبرنگارنماهایی هم هستند که با استفاده از نام این حرفه در جستجوی خبر اینسایدری هستند و با دامین ها و کانال های که هر روز بالا می آورند می خواهند بگویند که ما خبرنگاریم نه سفته باز و نوسان گیر!

خبرنگاران در بورسی قلم می زنند که تحمل حرف ها کم است و البته در تلاشند تا رکن چهارم دموکراسی را در بازار سهام جا بیندازند.

با همه این مشکلات و چالش ها خبرنگاری در بورس یک ارزش است ، ارزشی که در تخصص بورس نویسان ، نگاه متفاوت آن ها به ارزش های خبری ، خواندن صورت های مالی ، تشخیص ادبیات مالی و نوشتن یک دنیا حرف از کدال می توان به آن ها پی برد!

پس معارضان ، خبرنگارنماها و معدود مدیران یقه سفیدی که تحمل تو را ندارند را به خود و خدایشان بسپار و با قلم با ارزشت درباره بازاری بنویس که هنوز شاید روزنه هایی از امید را بتوان در نقطه هایی از آن دید!

مرکب قلمتان جاودان!