یادداشت علیرضا باغانی در عصر ایران بورس کالا هم در دو سال گذشته توانسته در بازارهای مختلف ایفای نقش موثری داشته باشد.سال گذشته همین روزها بود که بازار شکر دچار التهاب شد و این بورس کالا بود که التهاب شکری را آرام کرد و به دنبال سیاست های درست کنترل عرضه و تقاضا امسال به رغم رشد طبیعی مصرف شکر اما از التهاب و رشد قیمت خبری نبود.در صنعت پتروشیمی هم بورس کالا با تداوم عرضه های منظم توانست همچنان مرجعیت خود را در عرضه و تقاضا و کشف قیمت حفظ کند و در این میان تلاش های مذبوحانه برخی نتوانست خللی در روند معاملات شفاف بازار پتروشیمی ها ایجاد کنند و پتروشیمی ها در بورس کالا ماندند و رو سیاهی به ذغال!

عصر ایران- علیرضا باغانی: در حالی بورس های اوراق بهادار و فرابورس ایران که در آن ها سهام شرکت ها مبادله می شود این روزها حرفی برای گفتن ندارند ، دو بورس انرژی و کالا توانسته اند عرض اندام کرده و نقش موثری در کشف قیمت کالاهای مختلف داشته باشند.

بورس انرژی بهار امسال را با ثبت رکورد بی سابقه 720 میلیارد تومان معامله پشت سر گذشت.در واقع معاملات روزهای اخیر موجب شد تا حجم داد و ستد در بازار فیزیکی بورس انرژی به این سطح قابل توجه برسد که شاید رکوردی به یاد ماندنی در بورس انرژی محسوب شود و خود سیگنالی مهم به تصمیم سازان این حوزه است که باید بورس انرژی را جدی تر از قبل مورد ارزیابی قرار دهند. ادامه رشد معاملاتی می تواند با ورود نفت خام به بورس انرژی تکمیل گردد. رخدادی که در آینده بازار محتمل خواهد بود. بهار سال جاری بهترین بهار در تاریخ بورس انرژی بود که می تواند در نهایت به بهترین سال در تاریخ بورس انرژی منجر شود.

بورس کالا هم در دو سال گذشته توانسته در بازارهای مختلف ایفای نقش موثری داشته باشد.سال گذشته همین روزها بود که بازار شکر دچار التهاب شد و این بورس کالا بود که التهاب شکری را آرام کرد و به دنبال سیاست های درست کنترل عرضه و تقاضا امسال به رغم رشد طبیعی مصرف شکر اما از التهاب و رشد قیمت خبری نبود.در صنعت پتروشیمی هم بورس کالا با تداوم عرضه های منظم توانست همچنان مرجعیت خود را در عرضه و تقاضا و کشف قیمت حفظ کند و در این میان تلاش های مذبوحانه برخی نتوانست خللی در روند معاملات شفاف بازار پتروشیمی ها ایجاد کنند و پتروشیمی ها در بورس کالا ماندند و رو سیاهی به ذغال!

اما در حالی بورس کالای ایران این روزها میزبان محصولات مهمی همچون فولاد ، پتروشیمی و انواع محصولات کشاورزی است که برای ایجاد تعادل بیشتر در فضای اقتصادی نیاز است تا مابقی کالاهای استراتژیک هم وارد این بازار شوند.به عنوان مثال از مدت ها پیش انواع محصولات فولادی از جمله میلگرد، تیرآهن و ورق فولادی در بورس کالا مبادله می شود اما عدم تمرکز معاملات سنگ آهن در بورس کالا (غیر از محموله های صادراتی) سبب شده تا قیمت سنگ آهن در داخل کشور همواره محل مناقشه باشد و مصرف کننده داخلی سنگ آهن به ارزان بودن محصولی که از آن بهره مند است پی نبرد و برای افزایش بهره وری خود و کاهش هزینه ها در زمانی که دیگر از سنگ آهن ارزان خبری نبود ، فکری نکند و از طرفی تولید کننده سنگ آهن هم انگیزه ای برای توسعه نداشته باشد،چون قیمت اینجا دستوری است. در این قیل و قال بورس کالای ایران تحرکات مثبتی برای عرضه جدی سنگ آهن داشته اما تا الان این مهم به دلایل نامعلومی به نتیجه نرسیده است.

کشف نرخ آزادانه ، عادلانه و علمی سنگ آهن از این پس به عنوان یکی از ضرورت های توسعه این صنعت و حتی صنعت فولاد محسوب خواهد شد زیرا دست یابی به ظرفیت تولید فولاد خام نزدیک به 55 میلیون تن در سال های آینده به تولید و عرضه نزدیک به 100 میلیون تن سنگ آهن نیاز دارد. نگرانی از قرار گرفتن در برابر آینده ای مبهم از تأمین سنگ آهن داخلی را باید کابوسی نگران کننده به شمار آورد که ضرورت حمایت توأمان از صنایع تولیدکننده و مصرف کننده سنگ آهن را برجسته می سازد.ایجاد بازاری رقابتی ، مدون و قدرتمند برای معاملات فیزیکی سنگ آهن داخلی و صادراتی و سپس گذار به فاز معاملات آتی و آپشن در بورس کالا می تواند فرآیند کشف نرخ را در این بازار تکمیل کرده و در کنار آن پتانسیل تأمین مالی آن ها را در چهارچوب ابزارهای نوین مالی ایجاد کند.

مسیر غیر قابل اعتماد

واقعیت آن است که هنوز کشف نرخ در بازار سنگ آهن به صورت آزادانه صورت نمی گیرد زیرا حجم عرضه و تقاضای شفاف در بورس های کالایی یا معاملات مستقیم آن قدر برجسته نیست که بتوان قیمتی مشخص را برای آن محاسبه کرد بنابراین هر نرخی که در معاملات مود استفاده قرار می گیرد ناخودآگاه شائبه حمایت از بخشی خاص را دارا بوده و البته تجربیات پیشین و گمانه زنی ها نیز از شرایط بهتر واحدهای تولیدکننده فولاد خبر می دهد.

تعیین قیمت بر پایه نظام عرضه و تقاضا سرنوشت قطعی تمام بازارها مخصوصاً بازارهای کالایی است و سنگ آهن نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. این در شرایطی است که در کشورمان هنوز نظام عرضه و تقاضای واقعی برای سنگ آهن شکل نگرفته است تا بتوان نتیجه این ساز و کار را به وضوح مشاهده کرد. هرچند که سنگ آهن در بورس کالای ایران پذیرفته شده و بخش های ذی نفع اعم از عرضه کننده و خریدار ، هر دو بر این مکانیزم مهر تأیید زده ولی باز هم شاهد معاملات قدرتمندی در این خصوص نبوده و نیستیم. همین نقاط ضعف در کنار برنامه ریزی و سرمایه گذاری های گسترده برای تولید نزدیک به 55 میلیون تن فولاد و رشد محسوس تقاضای آینده سنگ آهن و ضرورت حمایت از واحدهای عرضه کننده ، به تبعیت از مکانیزم عرضه و تقاضا منجر خواهد شد.

عدم وجود بازار نقدی و معاملات فیزیکی و آتی سنگ آهن را باید واقعیتی به شمار آورد که هم اکنون در بورس کالای ایران مورد بررسی و پیگیری قرار گرفته هرچند که بررسی مکانیزم های قیمتی در بازارهای جهانی ، می تواند برای تحقق این مهم کمک شایان توجهی به حساب آید. مکانیزم کشف قیمت بر اساس واقعیت های بازار داخلی با نگاهی به بازارهای جهانی می تواند به حمایت از واحدهای مختلف سنگ آهن و فولاد در کشور منجر شده که یکی از ملزومات اصلی آن تعیین قیمت در بازارهای نقدی ، آتی و معاملات طولانی مدت و حتی سوآپ است.

مدت هاست که قیمت سنگ آهن در داخل کشور توسط مکانیزمی شبیه به سوآپ مورد معامله قرار می گیرد یعنی بهای شمش فولاد خوزستان در بورس کالا به عنوان ملاک قیمت گذاری تعیین شده و درصدی از این قیمت به عنوان بهای سنگ آهن و کنسانتره و همچنین گندله محاسبه می شود. در نگاه اول چنین ملاک قیمت گذاری می تواند منافع طرفین را به نسبت قیمت های داخلی و جهانی تأمین کند ولی این همه ماجرا نیست. در سال های اخیر شاهد بودیم که در شرایط رکود بازار و البته با اهرم چانه زنی در بدنه تصمیم سازی بخش دولتی ، به ناگاه درصد تعیین قیمتی به صورت دستوری تغییر کرده که تنها منافع بخشی خاص را تأمین می کند. کاهش درصد بهای گندله از 23 درصد به 21 درصد قیمت شمش را می توان یکی از این موارد برشمرد. همین رخداد نشان می دهد که قدرت چانه زنی صنایع مختلف موجب خواهد شد تا چهارچوب های کلی و مورد پذیرش پیشین به سرعت تغییر کند،بنابراین نمی توان در این مسیر پیشین با اعتماد گام برداشت.

فقط به بورس کالا می توان اعتماد کرد

برای تعیین قیمت عادلانه سنگ آهن و دقیق تر کشف نرخ بهترین و کاربردی ترین مسیر و فرآیند معاملاتی استفاده از ساز و کار بورس های کالایی است که با تقابل واقعی و شفاف عرضه و تقاضا با فرض حضور فعالان گسترده و توانمند ، بهترین و بازارپسندترین قیمت ها با فرض تأثیرپذیری از قیمت های جهانی را شاهد خواهیم بود. این رویکرد به رغم وجود زیرساخت های قدرتمند هنوز در بورس کالای ایران وارد فاز اجرای قدرتمند نشده است که همین واقعیت را باید یکی از انتقادات جدی به شیوه قیمت گذاری سنگ آهن وارد دانست. این در حالی است که کشف نرخ و تأمین بخشی از نیاز واحدهای فولادی و یا تمامی آن ها از بورس کالا می تواند به مثابه انقلابی در صنایع فولاد و سنگ آهن تلقی شود. از سوی دیگر و به موازات بازار فیزیکی برای معاملات داخلی سنگ آهن باید توجه به قدرتمند شدن بازار صادراتی سنگ آهن را در دستور کار قرار داد تا تقابل عرضه و تقاضای داخلی در رقابت با بازارهای جهانی نمود عینی پیدا کند تا واحدهای فولادی نیز با واقعیت های جهانی همبستگی بیشتری پیدا کنند.

در صورت ایجاد این دو مکانیزم موازی و مکمل یکدیگر ، می توان به قدرتمند شدن بازار فیزیکی سنگ آهن امیدوار بود اگرچه ورود عرضه کنندگان متنوع و خودنمایی تقاضای جهانی با رعایت ملاحظات تجاری و قیمتی نیز مورد نیاز خواهد بود. در صورت ایجاد بازار فیزیکی قدرتمند قطعاً می توان به ایجاد بازار آتی سنگ آهن نیز خوش بین بود تا در نهایت مکانیزم و فرآیندهای کشف قیمت در بورس کالا تکمیل شود. این پروسه می تواند فضای جدیدی را برای تأمین مالی صنایع مرتبط با سنگ آهن در بورس کالا ایجاد کند که منافع بزرگی را پیش روی این بخش از اقتصاد کشور ایجاد خواهد کرد.

با احتساب تولید 55 میلیون تن فولاد خام در سال های آینده و عیار 57 درصد برای هر تن سنگ آهن ، به 96.5 میلیون تن سنگ آهن نیاز خواهیم داشت. این در حالی است که به گزارش ایرنا در سال گذشته نزدیک به 33 میلیون تن سنگ آهن تولید شده که نیاز کشور در سال های آینده 3 برابر این رقم خواهد بود.همچنین میزان ذخایر شناسایی شده سنگ آهن کشور 5.1 میلیارد تن اعلام شده که از این رقم 3.5 تا 3.7 میلیارد تن ذخیره قطعی و بقیه احتمالی است.

این موارد نشان می دهد که نیاز به سرمایه گذاری های جدید در اکتشاف و استخراج سنگ آهن یکی از ضرورت های کلی صنعت فولاد محسوب می شود یعنی حمایت از تولید سنگ آهن در نهایت پتانسیل تولید فولاد در آینده را تضمین خواهد کرد.

شیوه های قیمت گذاری رایج در جهان

در بازارهای جهانی سنگ آهن به 4 صورت اصلی مورد معامله قرار می گیرد؛ معاملات نقدی ( با حجم کوچک و غالباً نقدی موسوم به Spot) ، معاملات طولانی مدت ( با حجم بالا ، غالباً غیرنقدی و تسویه در بازه های زمانی مختلف موسوم به Long Terms ) ، سوآپ ( به معنی تحویل کالا در زمان های معین با قیمت های متغیر و بر پایه نرخ های جانبی – بازار نقدی و یا قیمت فولاد ) و نهایتاً معاملات آتی ( Future ) در بورس های معتبر در جهان با محوریت شرق چین.

در گذشته غالب معاملات به صورت طولانی مدت و بین معدن سنگ آهن و کارخانه فولادی صورت گرفته و قیمت ها به صورت غالباً سالیانه تعیین شده و حجم معاملاتی نیز بالا بود. هرچند که این رویکرد قیمتی در گذشته مرسوم بوده ولی هنوز هم بسیاری از کارخانجات بزرگ فولادی مخصوصاً در اروپا ( همچون آرسلور میتال ) سنگ آهن مورد نیاز و پر کیفیت خود را از معادن برزیل ( مخصوصاً از شرکت واله ) به این شیوه تأمین می کنند. واحدهای فولادی که از کیفیت تولید بالاتر و یا حمایت های مالیاتی ، تعرفه و سایر حمایت های دولتی برخوردار هستند ، هنوز هم این شیوه را می پسندند اگرچه بهای سنگ آهن در این معاملات غالباً پایین بوده و قراردادها 10 ساله منعقد می شود هرچند که فضا برای اصلاح قیمتی به صورت سالیانه وجود دارد. هنوز هم در کشورهایی که فاصله معدن و کارخانجات فولادی پایین بوده و یا قرابت های اقتصادی بیشتری بین واحدهای ذکر شده وجود دارد ، این شیوه معامله هنوز هم اجرا می شود ولی شرایط قیمت گذاری آن ها با یکدیگر تفاوت داشته و بر پایه ویژگی های اقتصادی آن حوزه خاص تعیین می شود.

Description: C:UsersadminDesktopسنگ آهن 1.png

با افزایش تقاضای سنگ آهن در چین و مخصوصاً در سال های ابتدایی قرن بیست و یکم ، تقاضای سنگ آهن پرعیار در شرق آسیا به شدت افزایش یافت و نگاه ها ناخودآگاه به سمت کشورهایی همچون برزیل ، استرالیا ، آفریقای جنوبی ، هند و ایران دوخته شده است.با توجه به تکنولوژی های نسبتاً قدیمی آن دوران ، محموله های مورد معامله غالباً حجم کمی داشتند حتی محموله های سنگ آهن پر عیار هند ( 63.5 درصد مگنتیتی ) به وسیله کامیون به بازار چین منتقل می شد و البته حمل و نقل دریایی نیز محموله هایی نزدیک به 30 هزار تن را به صورت فله حمل کرده و حتی بسیاری از محموله ها با کانتینر نیز جابجا می شد. این وضعیت بازار نقدی جذاب و قدرتمندی را برای سنگ آهن ایجاد کرد و شاید بتوان پایه گذاری بازار سنگ آهن را به این دوره و دقیق تر سال های 2003 تا 2005 مربوط دانست. از آن دوران شاهد رشد محسوس بهای سنگ آهن و تقویت حجم معاملات آن بودیم که روزهای طلایی این صنعت را موجب شد. با توجه به اهمیت محموله های نقدی سنگ آهن هند در بازار چین ، در آن دوره زمانی و حتی تا سال 2013 ، عیار سنگ آهن 63.5 درصد مگنتیتی ( ابعاد 0 تا 10 میلی متر موسوم به فاین Fine ) شاخص قیمت گذاری این کالا در بنادر چین ( شانگ های ، کیندائو و تیانجین ) محسوب شده و سایر عیارهای سنگ آهن بر پایه این کالای برند با احتساب جریمه و یا جایزه مورد معامله قرار می گرفت. پس از آن دوران و با آغاز بحران مالی سال 2008 شاهد سقوط بهای سنگ آهن ، عقب نشینی خریداران ، افزایش عرضه از کشورهای استرالیا و برزیل و همچنین اعمال محدودیت های تولید و صادرات سنگ آهن هند توسط دولت این کشور بودیم که مجموع این موارد موجب شد تا برند معاملاتی به عیار 62 درصد با مبدأ استرالیا و یا حتی برزیل تبدیل شود. در دوران رکود شاهد بودیم که تلاش های بسیاری برای انعقاد قراردادهای بلندمدت از سوی واحدهای معدنی صورت گرفت که در کنار حمایت های دولتی از اقتصاد در کشورهای مختلف جهان ، باز هم حجم معاملات و قیمت ها رشد محسوسی پیدا کرد تا جایی که در سال 2011 شاهد قیمت 196 دلار برای هر تن سنگ آهن خشک ( بدون احتساب رطوبت ) به عنوان رکورد تاریخی این کالا بودیم. این روزها موجب شد تا باز هم معاملات نقدی سنگ آهن رونق بگیرد ولی در کنار آن ورود بورس های آتی شانگهای و دالیان و حتی سنگاپور به بازار سنگ آهن ( و حتی شعبه شانگهای LME ) موجب شد تا چهره این بازار به سمت آتی محور شدن متمایل شود.

در خلال رخدادهای فوق شاهد بودیم که معاملات سوآپ سنگ آهن بر پایه قیمت ها در بازار نقدی و یا نرخ گذاری بر اساس بهای فولاد خام در بازار چین رونق گرفته هرچند که با توجه به واقعیت های فنی در حمل و نقل محموله های بزرگ سنگ آهن و به صورت دریایی و دشواری های محاسبه قیمت ، اختلافات در نوسان قیمت ها و دشواری های تسویه وجوه ، همچنین عدم برخورداری کامل از نوسان قیمت ها در بازارهای نقدی و یا تغییر در بهای فولاد خام از سوی معادن سنگ آهن ، به مرور از جذابیت این شیوه معاملاتی کاسته شده است. این در حالی است که بحث رقابت منفی در بازارهای جهانی و مخصوصاً از سال 2015 موجب شد که واحدهای تولیدی بسیاری در چین تمایل چندانی به محدود شدن در این قبیل قراردادها نداشته باشند بنابراین به آرامی شاهد کم رونق شدن این معاملات بوده و هستیم.

Description: C:UsersadminDesktopسنگ آهن 2.png

معاملات آتی سنگ آهن در شرق آسیا را می توان جدیدترین شیوه معامله سنگ آهن دانست اگرچه آغاز آن به سال های 2008 و 2009 باز می گردد و موجب شد تا فعالان خرد بسیاری در بازارهای جهانی به این شیوه معامله روی آورند تا جایی که آتی سنگ آهن به یکی از پایه های اصلی معاملاتی در بازارهای آتی بدل شود. این در حالی است که معاملات قدرتمند و فیزیکی سنگ آهن در سال های گذشته موجب شد تا تعیین قیمت ها بر خلاف بازار نفت ، در بازار فیزیکی تعیین شود و نه بازار آتی که شاید یکی از موارد نادر در بازارهای کالایی محسوب شود هرچند که معاملات قدرتمندی در حال انجام است و البته معامله در بازار آتی موجب شد تا رونق و توجه بیشتری به بازار سنگ آهن معطوف شود.

با توجه به وجود معاملات آتی سنگ آهن و فولاد در بازار چین شاهد بودیم که بخشی از کشف قیمت ها در این بازار ، در بازارهای آتی تعیین می شود که به نظر می رسد چندان هم برای برخی از تصمیم سازان در کشور چین جالب توجه نبوده است زیرا در سال گذشته و با آمادگی بازار برای رشد قیمت ها به دلیل افزایش بهای ذغال سنگ و البته کاهش حجم تولید آن ، شاهد بودیم که سرمایه های بزرگی به سمت بازارهای آتی فولاد و سنگ آهن حرکت کرد و پس از افزایش جدی قیمت ها که البته از پشتوانه های بنیادین بزرگی برخوردار نبود ، شاهد رشد جدی و سپس سقوط قیمت ها در این دو بازار مهم بودیم. با توجه به این تجربه ، دولت چین در سال جاری در اقداماتی احتیاطی سخت گیری هایی را برای این گروه از معاملات ایجاد کرد تا بتواند ثبات اقتصادی را افزایش داده و حتی فراز و فرود قیمت ها را مدیریت و محدود سازد.

با توجه به تمامی موارد فوق باید گفت که تعیین قیمت در بازار سنگ آهن چین به گونه ای مبهم انجام گرفته و از پیچیدگی های خاصی برخوردار شده است. هم اکنون حجم عرضه سنگ آهن مخصوصاً از سمت برزیل و استرالیا به بازار چین بسیار بالاست تا جایی که می توان گفت برتری عرضه بر تقاضا در بازار سنگ آهن جدی است، بنابراین واحدهای فولادی چندان هم خود را به محدودیت های معاملاتی ملزم نمی کنند. این در حالی است که برآوردهای قیمتی از دورنمای بهای سنگ آهن غالباً منفی و شکننده است تا جایی که قیمت متوسط 60 دلار در هر تن را برای عیار 62 درصد به عنوان یک پیش بینی خوش بینانه برآورد می کنند. البته واحدهای بزرگ فولادی حتی در این شرایط نیز خود را به صورت کامل به بازار نقدی وابسته نمی کنند هرچند که در قراردادهای طولانی مدت خود سخت گیری هایی جدی را در نظر داشته و نیم نگاهی به قیمت های نقدی دارند.

هم اکنون کارخانه های کوچکتر تولیدکننده فولاد در چین نیاز خود را بیشتر از بازار نقدی تأمین می کنند با این پیش فرض که در افت قیمت ها حجم خرید خود را افزایش داده و در رشد نرخ با نگاهی احتیاطی به بازار می نگرند و از نوسان قیمت ها تا حد امکان سود می برند. بازار آتی نیز در این بین ابزار مهمی برای تأمین سنگ آهن با قیمت پایین محسوب شده تا در نهایت با نوسان قیمت ها بازی کنند. این در حالی است که واحدهای بزرگ تر فولادی و یا آن دسته از کارخانجاتی که فولاد پرکیفیت و یا انواع آلیاژی فولاد را تولید می کنند بیشتر به سمت سنگ آهن وارداتی با عیار بالاتر تحت قراردادهای بلندمدت حرکت کرده و امنیت عرضه سنگ آهن را به نوسان قیمت ها ترجیح می دهند. شیوه نگارش قراردادها در این شیوه معامله نیز متغیر است هرچند که بسیاری از واحدهای تولیدی در تعیین قیمت و تسویه وجوه توجه به قیمت های نقدی را دستور کار قرار داده ولی حجم آن متغیر است.

با توجه به موارد فوق باید گفت که قیمت گذاری و معاملات سنگ آهن در کارخانجات مختلف متفاوت است ولی نمی توان از تأثیر معاملات آتی و نقدی سنگ آهن در تعیین نرخ و استفاده از ظرفیت های این بازارها چشم پوشی کرد و فراخور حال هر کارخانه ای می تواند منافع متفاوتی در بر داشته باشد. با توجه به این موارد با ایجاد بازارهای نقدی و آتی قطعاً بخشی از هزینه های تولید در واحدهای فولادی کاهش یافته و همچنین شرایط برای تأمین مالی و ثبات تولید در واحدهای سنگ آهن نیز فراهم خواهد شد. با توجه به این موارد با ایجاد بازارهای نقدی و سپس آتی سنگ آهن ، واحدهای کوچک تر تولیدی و مخصوصاً معادن کوچک و متوسط می توانند خود به صورت مستقیم در فروش و تعیین نرخ در کنار بزرگان این صنعت دخیل بوده و رقابت برای کشف بهترین نرخ قدرت و شفافیت بیشتری پیدا می کند.

با توجه به تلاش قابل اعتنای بورس کالا می توان به تشکیل بازارهای مختلف برای معامله و تعیین نرخ عادلانه بر اساس مکانیزم بازار بیش از پیش خوش بین بود که در کنار هدف گذاری برای تولید 55 میلیون تن فولاد می تواند یکی از ملزومات و به عبارتی یکی از پاشنه های آشیل تحقق این هدف را مرتفع ساخت.به ویژه آن که هم اکنون بورس کالای ایران با تجربه ای بیش از 10 سال ، به داد و ستد انواع محصولات صنعتی و معدنی، فرآورده های نفت و پتروشیمی و کشاورزی در قالب معاملات نقد، نسیه ، سلف ، سلف استاندارد و معاملات ابزارهای مشتقه از جمله قراردادهای آتی مشغول است.

روزنامه نگار اقتصادی و کارشناس بورس