شرکت های هلدینگ که در این صنعت سرمایه گذاری کرده اند می توانند با توجه به کاهش هزینه های مالی توسط شرکتهای زیر مجموعه خود از وضعیت نقدینگی و سود بیشتری بهره مند شوند . شرکتهایی مانند تیپیکو، دسبحا، والبر و داروپخش از شرکت های سرمایه گذار در حوزه دارو هستند که به دلیل ماهیت آنها (عدم فعالیت تولیدی و اخذ تسهیلات) اطلاعات آنها در این تحلیل ارائه نشده است...

در شرکتهای دارویی معمولا افزایش نرخ محصولات بدین صورت بوده است که هر وقت در بهای تمام شده دارو افزایشی ناشی از افزایش تورم و نوسانات نرخ ارز صورت گرفته است ، بنحوی نرخ محصولات هم افزایش یافته است. اما در سالهای جاری نرخ تورم کاهش و نرخ ارز نیز رشد آنچنانی نداشته است، لذا احتمال افزایش نرخ دارو هم کم خواهد بود. بنابراین بهترین پتانسیل شرکتهای دارویی با توجه به حجم بالای هزینه تسهیلات مالی، میتواند کاهش نرخ بهره باشد. لذا در جدول ذیلعمدتا اثر کاهش هزینه مالی بر صنعت بررسی شده است.

همانطور که مشاهده می شود بعضی از شرکت های دارویی نسبت هزینه مالی به سرمایه بالایی دارند مانند ددام ، دابور و زهراوی و هجرت که این نسبت در آنها بالای یک است. این نسبت بدین معناست که شرکت چند برابر سرمایه اش وام از بانکها دریافت کرده است. میزان هزینه های مالی متحمل شده منجر به افزایش بدهی های جاری شده و ریسک عدم توانایی تطبیق شرکت را بالا می برد.

شرکتهای دارویی حساسیت بالایی نسبت به هزینه های مالی دارند و این هزینه ها نسبت به حجم فروش رشد قابل توجهی دارند.

همان طوری که میدانیم بخشی از داراییهای شرکت ها از محل تسهیلات اعتباری تامین شده است و اینها بازده خود را از محل هزینه بهره دریافت میکنند. بنابراین فعالیت عملیاتی شرکت ها می بایست شامل بازده ایجاد شده برای سهامداران و اعتبار دهندگان باشد. در واقع شرکتها برای تهیه داراییها از استقراض و وام استفاده میکنند تا از این محل بتواند بازده ای بیشتر از نرخ بهره وامها و استقراض بدست آورده تا جوابگوی سود سهامداران باشند. لذا هزینه های مالی به فروش درقبال سیاستهای قیمت گذاری، میزان حجم فروش و کنترل اقلام هزینه ها، حساسیت زیادی دارد و مدیریت باید سعی کندکه این نسبت را کاهش دهد. از آنجایی که میزان حجم فروش را درکوتاه مدت نمیتوان افزایش داد و افزایش قیمت فروش محصولات نیز از توان رقابتی آنها می کاهد، بنابراین می بایست برای بهبود این نسبت ازکاهش هزینه ها استفاده نمود. مقدار هزینه های مالی بالا می‌تواند شرکت را در معرض خطر قرار دهد. مالکان شرکت تمایل دارند تا با تقویت اهرم های مالی سود سرمایه‌گذاری خود را افزایش دهند. در نتیجه این امر باید با توانایی بازپرداخت بدهی‌ها در تعادل قرار گیرد. افزایش سود، کاهش هزینه‌های مالی و افزایش فروش محصولات، هر سه فاکتورهایی هستند که رشد هزینه‌های دستمزد و هزینه‌های سربار بهای تمام شده را پوشش می دهند.

در صنعت دارو (شرکتهای مندرج در بورس اوراق بهادار) مانده حسابها و اسناد دریافتنی تجاری در تاریخ ترازنامه بالغ بر 53.038.522 میلیون ریال ، یعنی 118 درصد فروش می باشد که حاکی از طولانی بودن دوره وصول مطالبات است و لازم به تاکید است که دوره وصول مطالبات از شرکتهای پخشی که جزء اشخاص وابسته در شرکت های تولید کننده تلقی می شوند بیشتر از دوره وصول نسبت به سایر پخشهای طرف قرار داد بوده است.

دوره وصول مطالبات در شرکت های دارویی بمنظور حفظ سهم بازار و افزایش تخفیفات و جوایز فروش از یک طرف و بدهی بیمارستان‌ها به شرکت‌های پخش دارو و بدهی شرکت‌های پخش به تولیدکنندگان و تامین‌ کنندگان دارو از طرف دیگر، نسبت به سنوات قبل همواره افزایش یافته است.

با توجه به فروش های نسیه به بیمارستانها و پرداخت بهره های نقدی به سیستم بانکی و ضمن آنکه هزینه های مالی بخشی از سود فروش را از بین برده و سود هر سهم نسبت به فروش را پایین می آورد، لذا در شرایط برابر تولید، شرکتهایی برنده اند که هزینه های مالی کمتری داشته باشند. علیرغم بالا بودن دوره وصول مطالبات در شرکت های دارویی، در شرکتی مانند فرآورده های تزریقی ایران سیاستها و برنامه ریزی نقدینگی طوری بوده است که اثر افزایش دوره وصول مطالبات بر سهام شرکت قابل تشخیص نیست. ( افزایش سرمایه آن درتاریخ تهیه این تحلیل نهایی و نزد سازمان بورس ثبت شده است )

دوره وصول مطالبات در شرکت داملران رازک مشخصا بدلیل کاهش 80 درصدی فروش محلولها نسبت به پایان سال مالی قبل به 2.5 برابر (917 روز) افزایش یافته است و در ادامه برای تکمیل مقایسه ها شدت تاثیر هزینه های مالی بر سود هر سهم مورد توجه قرار گرفته است. ابتدا مبلغ هزینه مالی نسبت به سرمایه شرکت که نوعی اهرم مالی است سنجیده شده و سپس اثر آن بر EPS هر سهم نشان داده شده است. لذا شرکتی مانند فرآورده های تزریقی ایران از کاهش هزینه ها انتفاع زیادی برده و شرکتی مانند کارخانجات دارو پخش با توجه به اینکه بخش کمتری از سود هر سهمش مرتبط با هزینه های مالیست به کاهش هزینه ها چندان حساس نیستند.

مجموع تسهیلات دریافتی شرکت های دارویی از بانکها در سال 95 حدود 31.000 میلیارد ریال است که با توجه به گزارشات شرکت ها و در نظر گرفتن متوسط نرخ بهره 24 درصد ، معمولا بازپرداخت این تسهیلات یک ساله یا نهایتا" دو ساله است. بدلیل مشکلات عمده در فروش نقد توسط شرکت های دارویی ، آنها مجبورند محصولات خود را بصورت نسیه به شرکت های توزیع و پخش عرضه کنند و برای ادامه فعالیت از بانکها وام بگیرند تا خلاء نقدینگی خود را جبران کنند.

با توجه به مطالب مذکور و اینکه معمولا افزایش نرخ محصولات دارویی در نیمه دوم سال اتفاق می افتد همچنین بدلیل شروع فصل سرما و استقبال عمومی بازار که در شش ماهه دوم رخ می دهد و با عنایت به کاهش نرخ بهره به سبب کاهش نرخ سود بانکها و کاهش نرخ تورم انتظار می رود در شش ماهه دوم اثرات کاهش هزینه های مالی به مراتب قوی تری مشاهده گردد.

شرکت های هلدینگ که در این صنعت سرمایه گذاری کرده اند می توانند با توجه به کاهش هزینه های مالی توسط شرکتهای زیر مجموعه خود از وضعیت نقدینگی و سود بیشتری بهره مند شوند . شرکتهایی مانند تیپیکو، دسبحا، والبر و داروپخش از شرکت های سرمایه گذار در حوزه دارو هستند که به دلیل ماهیت آنها (عدم فعالیت تولیدی و اخذ تسهیلات) اطلاعات آنها در این تحلیل ارائه نشده است.