بازار سهام از اجزاء تشكیل دهنده بازار سرمایه می باشد و به عنوان بخشی از مجموعه اقتصاد، تابع آن است چنانچه این بازار رابطه ای منطقی با سایر بخش ها نداشته باشد، معضلات و کاستی هایی در عملكرد آن پیش خواهند آمد. در کشورهای در حال توسعه، ضربه های وارد شده بر اقتصاد به دلیل ضربه های بازار بورس، در مقایسه با کشورهای توسعه یافته عمق بیشتری دارد...

عواید حاصل از فروش نفت در کشورهای صادرکننده آن نقش عمده ای در افزایش رونق و رفاه عمومی این کشورها دارد. این عواید جزء درآمد ملی این کشورها محسوب شده و می توان آن را هم از طریق سرمایه گذاری داخلی و هم از طریق سرمایه گذاری خارجی در راه توسعه اقتصادی به کار برد(مهرآرا و حائری-1387). ایران با دارا بودن 11 درصد از ذخایر نفتی جهان یكی از غنی ترین کشورهای نفت خیز محسوب می گردد. در واقع نفت و درآمدهای حاصل از تولید و فروش آن، عملكرد و کارایی کل اقتصاد را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.

بنابراین درآمدهای نفتی، نقش استراتژیكی در ساختار اقتصاد ایران دارند. از طرفی، ایران به عنوان دومین تولیدکننده بزرگ در میان کشورهای صادر کننده نفت اوپک، یک عرضه کننده مهم و اصلی نفت در بازار جهانی انرژی است که هم می تواند بر بازار جهانی نفت اثر بگذارد و هم از آن تأثیر بپذیرد (نماگرهای اقتصادی بانک مرکزی، سه ماهه چهارم 1387) در این موقعیت هر تكانه ای به بازارهای نفت می تواند ساختار اقتصاد را از کانال های مختلف تحت تأثیر قرار دهد. از آنجا که ارزش سهام، برابر با مجموع تنزیل یافته ی جریانات نقدی آینده است و این جریانات نقدی تحت تأثیر حوادث و رخدادهای اقتصاد کلان هستند، در نتیجه می توانند تحت تأثیر تكانه نفتی نیز قرار بگیرند، کاملا منطقی به نظر می رسد که بیان شود بازار سهام اطلاعات مربوط به پیامدهای ناشی از تكانه نفتی را جذب و در قیمت های سهام انعكاس می دهد (جرنلند، 2008).

بازار سهام از اجزاء تشكیل دهنده بازار سرمایه می باشد و به عنوان بخشی از مجموعه اقتصاد، تابع آن است چنانچه این بازار رابطه ای منطقی با سایر بخش ها نداشته باشد، معضلات و کاستی هایی در عملكرد آن پیش خواهند آمد. در کشورهای در حال توسعه، ضربه های وارد شده بر اقتصاد به دلیل ضربه های بازار بورس، در مقایسه با کشورهای توسعه یافته عمق بیشتری دارد. زیرا نگرانی از افت ارزش سرمایه با نگرانی های ناشی از بی ثباتی های مشهود در اقتصاد همراه می شود.(پیرانی و همكاران)

گروه های مختلف شرکت کنندگان در بازار، سرمایه گذاران و کارشناسنان مالی همچنین سیاست گذاران و برنامنه ریزان اقتصادی به ویژه در کشورهای صادرکننده نفت نظیر ایران به بررسی اثرات ناشی از تكانه نفتی بر بازارهای داخلی و ارتباط متقابل آن با قیمت دارایی ها همانند قیمت سهام در شرایط مختلف در برنامه های سیاست گذاری خود نیاز دارند و خواستار چارچوبی هستند که نشان دهند چگونه تغییر قیمت نفت، قیمت سهام را متأثر می کند. همان طور که اشاره می دانیم، ارزش سهام برابر با مجموع تنزیل یافته ی جریانات نقدی آینده است و این جریانات نقدی تحت تنأثیر حوادث و رخدادهای اقتصاد کلان هستند و به دنبال آن می توانند تحت تأثیر تكانه نفتی نیز قرار بگیرند. ایران به عنوان یک کشور مهم صادرکننده نفت که در آن دولت مالكیت منافع نفتی را در اختیار دارد مطرح است و این دو ویژگی باعث می شود که تحولات بازار نفت در سیاست های مالی و بودجه ای کشور آشكار شود. به این صورت که در مواقع افزایش قیمت نفت، ارز حاصل از درآمد نفت به حساب ذخیره ی ارزی واریز می شود، در صورت عدم تقاضای کافی برای ارز در قیمت مورد هدف، بانک مرکزی مجبور به خرید ارز شده و آن را تبدیل به منابع ریالی برای بودجه می نماید. این سیاست باعث افزایش خالص دارایی خارجی بانک مرکزی و افزایش پایه پولی کشور می شود.

در صورت کاهش قیمت نفت نیز، چون دولت از هزینه های خود نمی کاهد کسری بودجه ایجاد شده و دولت به ناچار بخشی از آن را از بانک مرکزی استقراض می کند. بنابراین خالص بدهی دولت به بانک مرکزی افزایش یافته و این به نوبه خود باعث تقویت پایه پولی می شود. بنابراین هم در حالت افزایش قیمت نفت و هم در شرایط کاهش آن، سیاست مالی دولت ممكن است باعث افزایش حجم پول شود. در هنگام افزایش حجم نقدینگی به دلیل کاهش قدرت خرید پول، به طور بالقوه این انگیزه در میان سرمایه گذاران مالی ایجاد می شود که در سبد دارایی های خود بازنگری نموده تا ارزش دارایی خود را حفظ کنند. عوامل تشكیل دهنده سبد دارایی های سرمایه گذاران، ارز، سهام، مسكن و جز این هاست. بنابراین افزایش حجنم نقدینگی در دست سرمایه گذاران مالی و به دنبال آن افزایش تورم، تمایل آنان به نگهداری پول نقد کمتر شده و بنابراین سرمایه های بیشتری به سمت بازارهای دارایی جریان می یابند. بازارهای دارایی از جمله بازار سهام بازاری است که به سرعت توانایی تبدیل پول نقد سرمایه گذاران مالی را به اوراق بهادار دارد و بدین ترتیب از حساسیت و تأثیرپذیری بالایی برخوردار است. در حقیقت کاهش در قیمت نفت باعث می شود که طرحهای سرمایه گذاری بنگاه ها دستخوش عدم اطمینان گردد و از آنجا که سودآوری شرکت ها تحت تأثیر درآمد نفتی قرار می گیرد، قیمت سهام می تواند کاهش یابد. از طرف دیگر، اگر قیمت نفت و در نتیجه درآمد کشور افزایش یابد، باعث شكل گیری انتظارات خوش بینانه در مورد ایجاد رونق و افزایش فعالیت ها در سطح سودآوری آن ها باعث شده که قیمت سهام نیز با رشد مثبت مواجه شود. بنابراین دور از ذهن نیست که تكانه ی نفتی به واسطه انتقال سرمایه های اشخاص، تأثیر معناداری بر این بازار داشته باشد. (کشاورز حداد و معنوی، 1387).

از جمله تحقیقاتی که در رابطه با قیمت نفت و بازده بورس انجام گرفته شده است می توان به موارد زیر اشاره نمود:

ماشه و همكاران(1387) طی تحقیق به بررسی،"نوسانات قیمت نفت و تغییرات قیمت سهام" پرداختند، هدف اصلی این تحقیق بررسی اثر نوسانات قیمت نفت خام در دوران بحران مالی کره جنوبی می باشد. در این مطالعه به بررسی ارتباط بین متغیرهای نرخ بهره، فعالیت های اقتصادی، بازده سهام واقعی، قیمت واقعی نفت و نوسانات قیمت نفت با استفاده از روش VECMپرداخته شده است. نتایج به دست آمده از این بررسی نشان داد که نوسانات قیمت نفت بر سهام واقعی تاثیر گذار است، در طول زمان این روند افزایش یافته است. تغییرات قیمت نفت به طور معناداری بازار سهام را تحت تاثیر قرار داده است تحلیل این مطالعه نشان داده است که شاخص بازده واقعی سهام اصلی ترین مسیر تعدیلات کوتاه مدت به تعادل بلندمدت می باشد پس از شوک های قیمت نفت و نوسانات قیمت نفت (به همراه اثرات بزرگتر در مورد متغیر دوم)، باعث افزایش شاخص بازده سهام و سپس کاهش آن شده که منجر به رسیدن به یک تعادل بلندمدت بعد از یک دوره زمانی تقریبا9ماهه شده است در این دوره زمانی نرخ بهره و قیمت های نفت اثرات خود بر بازده سهام را گسترش داده اند این نتیجه گیری ارتباط بین شوک های واقعی اقتصاد ابزارهای سیاست پولی و شاخص بازار سهام را تایید می کند.

پارک و راتی (2008) ( در مطالعه ای تحت عنوان "تكانه قیمتی نفت در بازارهای سنهام آمریكنا و 13 کشور اروپایی" بنا بكارگیری داده های ماهانه برای سال های 1986 تا 2005 و با استفاده از رویكرد VAR به بررسی اثر تكانه قیمتی نفت بر بازدهی واقعی سهام در آمریكا و 13 کشور اروپایی پرداختند. نتایج نشان داد که اثر تكانه ی مثبت قیمتی نفت بر قیمت سهام کشورهای واردکننده نفت، منفی است در حالی که این اثر بر قیمت سهام کشورهای صادرکننده نفت نظیر نروژ مثبت است.

کنگ و دیگران (2008) در مطالعه ای تحت عنوان "ارتباط بین تكانه قیمت نفت و بازار سهام چین" به بررسی اثر تكانه قیمتی نفت بر بازدهی واقعی سهام در چین پرداختند. آن ها داده های ماهانه را برای دورهی 1996 تا 2007 با استفاده از مدل VAR به كار گرفتند. نتایج حاصل از تخمین نشان داد برخی از تكانه های نفتی، شاخص سهام کارخانه های اتومبیل سازی و شاخص سهام تعدادی از شرکت های نفتی را کاهش می دهند.

گوگیننی 2007 در مطالعه ای تحت عنوان "واکنش بازار سهام به تغییرات قیمت نفت" با بكارگیری داده های روزانه از 1983 تا 2006 اثر تغییرات قیمت نفت را بر بازار سهام آمریكا بررسی کردند. نتایج آن ها نشان داد هنگامی که تغییرات قیمت نفت به دلیل تغییر در تقاضای نفت باشد، تغییر قیمت نفت اثر مثبت بر بازدهی بازار سهام می گذارد و اگر تغیینر قیمت نفت به دلیل تغییر در عرضه نفت باشد اثر منفی بر بازده سهام می گذارد. همچنین هیچ شواهدی مبنی بر وجود آثار نامتقارن در واکنش بازار سهام به افزایش و کاهش قیمت نفت و واکنش بیش از حد انتظار یا کمتر از حد انتظار بازار سهام به تغییرات قیمت نفت یافت نشد که این نتیجه بیان می کند بازار سهام در پاسخ به تغییرات روزانه قیمت نفت کارا است.

پاپاپترو (2001) در مطالعه ای تحت عنوان "تكانه های قیمت نفت، بازار سهام، فعالیت های اقتصادی و اشتغال در یونان" با استفاده از روش خود رگرسیون برداری تلاش کرد ارتباط پویای بین قیمت نفت، قیمت واقعی سهام، نرخ بهره، فعالیت های اقتصادی و اشتغال در کشور یونان را با داده های ماهانه بین سال های 1989تا 1999 مورد بررسی قرار دهد. نتایج او نشان داد که قیمت نفت یک عامل مهم در توجیه تغییرات قیمت سهام است و تكانه ی قیمتی مثبت نفت، بازدهی واقعی سهام را کاهش می دهد.

در تحقیقی تحت عنوان" بررسی رابطه بین نوسانات قیمت نفت و شاخص قیمت بورس اوراق بهادار " محمد میر هاشمی دهنوی رابطه بین قیمت نفت و تغییرات آن با شاخص کل قیمت سهام بورس اوراق بهادار ایران در دوره زمانی تیر ماه ‎1379 تا آذر ماه ‎1389 بررسی کرد. برای این منظور از روش خود رگرسیون برداری VAR با سه متغیر کنترل نقدینگی، شاخص قیمت مسکن و قیمت سکه استفاده شد. نتایج حاصل از توابع واکنش به ضربه نشان داد که وقوع یک انحراف معیار شوک در قیمت نفت در چهار دوره اول اثر مثبت و بعد از آن اثر منفی بر شاخص قیمت سهام دارد. تجزیه واریانس خطای پیش‌بینی شاخص قیمت سهام نشان داد که در همه دوره‌ها، قیمت نفت بعد از شاخص قیمت سهام بیشترین سهم را در توضیح واریانس خطای پیش‌بینی شاخص قیمت سهام دارد؛ که در طول زمان افزایش می‌یابد. وقوع یک انحراف معیار شوک در تغییرات قیمت نفت باعث افزایش شاخص قیمت سهام می‌شود که اثر آن در طول زمان یکسان نیست. بررسی آثار نامتقارن نوسانات قیمت نفت بر شاخص قیمت سهام نیز با استفاده از تعاریف مورک (1989) و همیلتون (1996) نشان دهنده این است که نوسانات قیمت نفت آثار نامتقارن بر شاخص قیمت سهام دارد و در هر دو تعریف، کاهش قیمت نفت نسبت به افزایش قیمت نفت، سهم بیشتری را در توضیح واریانس خطای پیش‌بینی شاخص کل قیمت سهام بورس اوراق بهادار تهران دارد.

با توجه به موارد فوق الذکر می توان ادعا نمود که تاثیرات کاهش قیمت نفت بر بورس اوراق بهادار تهران با توجه به این که بخش قابل توجه ای از بازار سرمایه کشور به صورت مستقیم و غیر مستقیم مربوط به نفت می باشد از این کاهش شدید قیمتی تاثیر بگیرد و از طرفی انتظار می رود با توجه به عدم کارایی بازار سرمایه کشور شاهد واکنش بیش از حد و هیجانی به این نوسانات قیمت نفت باشیم و در کنار این موارد انتظار می رود سایر ابهامات بازار سرمایه مخصوصا مذاکرات سیاسی به این تاثیر کاهش قیمت نفت دامن بزند و آن را تشدید نماید .

از مرداد ماه سال جاری که کاهش قیمت نفت سرعت بیشتری گرفت.قیمت نفت وست تگزاس از حدود 102 دلار در ابتدای مرداد ماه به 45 دلار در حال حاضر رسیده است که این نشان از 55 درصدی در قیمت نفت در طی حدود 6 ماه است و طی این مدت نوسانات شاخص های مختلف جهانی به شرح جدول زیر می ­باشد:

نام کشور

شاخص

شاخص
Aug 2014

شاخص
jan 2015

تغییرات

عربستان

TADAWUL tasi

9,812

8,314

-15.27%

کلمبیا

COLCAP

1,674

1,426

-14.81%

برزیل

BOVESPA

55,741

48,139

-13.64%

ایران

TSE

74,526

65,931

-11.53%

اتریش

ATXPRIME

1,213

1,080

-10.96%

امارات

ABU Dhabi General

4,841

4,413

-8.84%

نروژ

OSE

616

576

-6.49%

انگلستان

FTSE

6,746

6,524

-3.29%

فرانسه

CAC 40

4,350

4,217

-3.06%

آلمان

DAX

9,783

9,786

0.03%

آمریکا

s & P

1,977

2,028

2.58%

آمریکا

dow jons

17,060

17,737

3.97%

ژاپن

Nikkei

15,305

17,087

11.64%

چین

shanghai COMP

2,067

3,235

56.51%

همانطور که در جدول فوق نیز مشاهده می شود نوسانات شاخص بورس کشورهای مختلف نیز با توجه به تغییرات قیمت نفت متفاوت می باشد. به عنوان مثال در چین که اقتصاد آن وابسته به نفت می باشد و یک کشور وارد کننده نفت به شمار می رود، به این کاهش جهانی نفت واکنش مثبتی نشان داده است و شاخص آن پس از کاهش 55 درصدی قیمت نفت حدود 56 درصد رشد داشته است.از طرفی بورس کشورهای صادر کننده نفت از جمله ایران و عربستان به این کاهش نفت واکنش منفی داده و شاخص بورس های کشورهای صادرکننده نفت با کاهش روبرو بوده است.