*} *} *}

سال گذشته رئیس ستاد انتخاباتی حسن روحانی یعنی محمد رضا نعمت زاده به عنوان نخستین نماینده کاندیداهای ریاست جمهوری بود که از تالار بورس بازدید کرد و وعده و وعیدهای فراوانی داد.این موضوع نشان می داد که بورس برای روحانی مهم است و فعالان بازار سرمایه هم با این پیش فرض اطمینان بیشتری به فعالیت در بازار سهام نسبت به دولت گذشته داشته و ورود قدرتمندی به بازار سرمایه داشته اند.اما از زمان روی کار آمدن روحانی و عملا دولت تدبیر و امید در بورس هیچ یک انتظارهای سهامداران و سایر فعالان و بازیگران بازار از این دولت به سرانجام نرسیده است...

سرمایه سهامداران در بورس تهران در حال پودرشدن است و شاخص بورس که تازه نمایانگر سقوط واقعی بازار سهام است ، در سالروز یک سالگی آغاز افت سهمگین خود 30 درصد کاهش نشان می دهد و این در حالی است که قیمت سهام خیلی از شرکت ها در خوش بینانه ترین حالت نصف شده است.

درست گوش کنید؛این بورس تهران است که می گوید «کیست مرا یاری کند... »یا کمی آن طرف تر صدای زنگ خطرهایی همچون بهره مالکانه 30 درصدی،عدم کاهش نرخ سود بانکی و سقوط نفت به گوش می رسد.

اما زنگ ها برای که به صدا در می آیند ؟ این تنها نام رمان پر فروش ارنست همینگوی در سال 1940 نیست؟ اگر کسی این روزها حال و روز بورس تهران را ببیند و یا حتی بشنود متوجه می شود که زنگ خطر بورس به صدا در آمده که هیچ از مرحله خطر هم رد شده است.

هیچ گاه در تحلیل های خود از وضعیت بازار سرمایه سعی نکرده و نخواهیم کرد که منتقل کننده نا امیدی باشیم اما به واقع در شرایط کنونی باید اعتراف کرد که بورس فعلی محل تلاقی همه نا امیدی هاست.

16 دی ماه 92 سالروز آغاز سقوط بازار سرمایه بود ،اما این دولت هیچ اقدام تاثیرگذاری برای برای برگشت واقعی بازار نداشت.

تغییرات مدیریتی، حمایت حقوقی ها ، مصاحبه های امیدوار کننده و بازدید بزرگان عالم سیاست از تالار اصلی بورس؛ اقدامات مهم یک سال گذشته انجام شده برای خروج بورس از حالت رخوت است اما هیچ یک از این اقدامات کار ساز نشده و این آخر هم سقوط نفت در کنار تصمیمات بودجه ای دولت در تحت فشار قرار دادن صنایع سبب شد تا همان کور سوی امید هم که پائیز امسال برای بهبود اوضاع به وجود آمده بود از بین برود.اما چرا اوضاع این گونه است؟هر چند وزیر اقتصاد اخیراً در معارفه رئیس جدید سازمان بورس کنایه ای به سهامداران خرد داشت و گفته که سهامداران به دلیل افت شاخص مارا نفرین کرده اند،اما به واقع باید دید که چقدر این نفرین ها واقعی و از سرناچاری بوده است.ضمن آن که باید عوامل این شرایط نیز بررسی شده و نباید تنها عوامل شرایط کنونی را خارج از اراده و اختیارات مسئولان و در سقوط قیمت طلای سیاه جستجو کرد.

سال گذشته رئیس ستاد انتخاباتی حسن روحانی یعنی محمد رضا نعمت زاده به عنوان نخستین نماینده کاندیداهای ریاست جمهوری بود که از تالار بورس بازدید کرد و وعده و وعیدهای فراوانی داد.این موضوع نشان می داد که بورس برای روحانی مهم است و فعالان بازار سرمایه هم با این پیش فرض اطمینان بیشتری به فعالیت در بازار سهام نسبت به دولت گذشته داشته و ورود قدرتمندی به بازار سرمایه داشته اند.اما از زمان روی کار آمدن روحانی و عملا دولت تدبیر و امید در بورس هیچ یک انتظارهای سهامداران و سایر فعالان و بازیگران بازار از این دولت به سرانجام نرسیده است.

اما ریشه مشکلات کجاست؟ می دانیم که نفت حدود 60 درصد افت قیمت داشته و دولت روحانی وارث اقدامات غیر منطقی و آسیب زننده دولت گذشته است و هزار و یک مشکل دیگر ،اما به هر حال دولتمردان ما هم اختیاراتی دارند.

سوال اساسی اینجاست که چرا دولت برای بهبود شرایط بورس در طول یک سال گذشته حتی یک مصوبه یا یک تصمیم شجاعانه نداشته است.

مثلا همین نرخ بالای سود بانکی بزرگترین ضربه را به بازار سرمایه زده است. بیش از یک سالی است که از کاهش نرخ سود بانکی صحبت می شود اما دریغ از یک اقدام جدی. به گفته مجری برنامه پایش هم اکنون برخی از موسسات مالی و اعتباری 29 درصد سود روز شمار می دهند. خب ؛ طبیعی است که در شرایط کنونی مهمترین نیاز بازار یعنی نقدینگی برطرف نمی شود و پول های سبز و آبی ترجیح می دهند که در حساب های بانکی جا خوش کنند و سودهای حداقل 23 تا 29 درصدی را برای صاحبان سرمایه خود به ارمغان بیاورند.

از طرفی دیگر هنوز پالایشگاه ها متوقف هستند. متاسفانه این شرکت ها که نباید در بورس پذیرفته می شدند، حالا عضوی چالش ساز برای بازار سرمایه هستند و هنوز که هنوزه یک تصمیم شجاعانه برای این شرکت ها اتخاذ نشده است.

وزارت نفت تکلیف کرده که طرح کیفی سازی پالایشگاه ها باید اجرایی شود، رابطه دولت با این شرکت ها در خصوص فروش نفت و دریافت فرآورده مشخص نیست و چندین و چند ابهام دیگر. خلاصه وضعیت پالایشگاه ها مبهم است و به رغم گذشت 10 ماه از توقف نماد این شرکت ها در بورس هنوز تصمیم جدی و قطعی در خصوص این ابهامات اتخاذ نشده است. کمی آن طرف تر هر چند در خلال بررسی لایحه تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت میانگین نرخ گاز شهری و وارداتی برای خوراک گاز پتروشیمی ها تصویب شد و عملا قیمت گذاری دقیق به دولت سپرده شد،اما برخی افراد از جمله رئیس کمیته پتروشیمی مجلس می گوید که نرخ خوراک گاز پتروشیمی ها در سال 94 حدود همان 13 سنت است!!! 13 سنتی که آغازگر سقوط وحشتناک بورس تهران بود و توسط خانه ملت در بهمن 92 به تصویب رسیده بود.

در کنار همه این ریسک های سیستماتیک ، بهره مالکانه چند سالی است که قوز بالای قوز شده. از دولت تدبیر و امید انتظار می رود که به واقع برای این مشکل چندین و چند ساله فکری بکند. 30 درصد فروش سنگ آهنی ها حالا به عنوان بهره مالکانه تعیین شده و در کنار این عوارض ،حقوق دولتی هم به این شرکت تحمیل شده است. از طرفی کمک فولادسازان به سنگ آهنی ها بابت بهره مالکانه (همان سهم 40 درصدی) به عنوان در آمد شناسایی می شود و همه همه باعث شده که ماجرای حقوق دولتی و بهره مالکانه، 47 درصد از درآمد سنگ آهنی ها را ببلعد.قصد نداشته و نداریم که مشکلات و تهدیدهای بازار سرمایه را بازگو کنیم اما مقصود اصلی ما این است که مسئولان امر بدانند که بخشی از شرایط کنونی بابت بی توجهی خودشان ،تصمیم گیری های نادرست خودشان و اساسا اهمال کاری های خودشان است.

بورس اقتصادی شفاف می خواهد.مسئولان خوب بدانید... مادامی که هر سال سهامداران ما استرس تعیین نرخ خوراک پتروشیمی ها، بهره مالکانه سنگ آهنی ها و کیفی سازی پالایشگاه ها را دارند یا این که نرخ سود بالای بانکی به مثابه چماقی بالای سر بازار سرمایه است، اگر یک مدیر که هیچ 100 مدیر جدید هم برای اداره بورس بیاورید بازار سرمایه متعادل نمی شود و چیزی از نفرین سهامداران کم نمی شود.

فطانت فرد توانمند و کارا است، متاسفانه در چند روز گذشته به جای این که حمایت هایی از وی صورت گیرد و در شرایط کنونی اعتماد به نفس لازم به او برای حل مشکلات داده شود دائما این جمله تکرار شد که او شرایط سختی پیش رو دارد!!!

در حالی که شرایط سخت پیش رو را همه از آن آگاهند و بازار بیشتر حمایت می خواهد، حمایت از جنس ارائه راهکار و گوشزد کردن اهمیت بورس به دولتمردان و این که هر تصمیمی نادرستی را به قیمت سرپوش گذاشتن موقت مشکلات اقتصادی اتخاذ نکنند.

 


نظرات

  • hossein_61

    اقای باغانی دوست عزیز خوب بود

    ۱۳۹۳/۱۰/۱۶ - ۱۲:۴۸
  • محسن نظری

    خود دولت باعث ریزش بورس است بهره مالکانه 30 درصدی افزایش نرخ خوراک پتروشیمی ها اجرای طرح کیفی سازی و عدم تعیین قیمت نفت پالایشگاه ها و عدم شفافیت در بسیاری از صنایع....

    ۱۳۹۳/۱۰/۱۶ - ۱۲:۵۰
  • معامله گر

    كفگیر به ته دیگ خورده برای أداره مملكت پول لازم است چه بهتر تالار بورس چه بهتر تولید همه آن چیز های كه میگویند كشك است ما متوجه نمیشوىم

    ۱۳۹۳/۱۰/۱۶ - ۱۵:۴۱
  • sfara

    جمله معروف صحرای كربلا

    ۱۳۹۳/۱۰/۱۶ - ۱۵:۴۵
  • کاربر شماره ۵۵۱۰۶

    واقعا تشبیه جالبی و غمناکی بود تصویر واقعی حرف دل سهامداران متشکرم

    ۱۳۹۳/۱۰/۱۷ - ۰۱:۵۵