| { |
بین رویا تا واقعیت فقط زمان فاصله است همانطور که بین آدم تا حیوان فقط انسانیت فاصله است. |
} |
جهت مشارکت در گفتگو از طریق بخش اعضاء وارد سایت شوید.
» داغترین مطالب امروز اتاق گفتگو | » جدیدترین مطالب اتاق گفتگو
|
مطلب ۳۳۶۸۳۳ به دخترم قول دادم هروقت يكي ازقرمزهاي سبدم سبزبشه براش اون يستني كه قول دادم بخرم شهرما سردسيره فصل بستني زود تموم ميشه دعاكنيد زود بتونم به قولم عمل كنم تا كي ازشكم خانواده بزنيم بريزيم توشكم حقوقي هابابانديد...
نتیجه نظرات : ۸۵ - ۹ = ۷۶
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۰۳۰۸۰ میلاد مقدس حضرت ختمی مرتبت خاتم النبیین لولاک لما خلقت الافلاک محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق(ع) بر شما مبارکباد خدایا به برکت این روز عزیز همه عزیزان را شاد بگردان...................................
نتیجه نظرات : ۷۲ - ۰ = ۷۲
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۳۶۰۰۴ نوکر همه مادرا هستیم ولادت حضرت فاطمه مبارک به مادرم گفتم سر نماز همهتونو دعا کنه ایشا... که روز پرسودی داشته باشید تا با روحیه واسه مادراتون یه کادوی توپ بخرید هرکی پایست + بده قول میدین ؟
نتیجه نظرات : ۷۲ - ۶ = ۶۶
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۳۷۷۰۶ تجربیات شخصی تلخ بنده در بورس: اعترافات تکان دهنده. - اگر خونته مسکونی تان را بفروشید و بیارید تو بورس ریسک بزرگی کرده اید. خونه امنیت مالی و پناهگاه شماست و همیشه قیمتش رو به افزایش هست. خونه را اگر به هر دلیل بفروشید ضرر میکنید حالا بیارید تو بورس دیگه تکلیفش مشخصه. - اگر کل سرمایه زندگیتونو آوردید تو بورس یعنی لطفا برای شکست کامل و بزرگ آمادگیش رو داشته باشید. اگر طبق قانون پاره تو جلو بریم 20 درصد در بورس 80 درصد سود را می برند. و یا مختصرا 20 درصد بیشترین سود را میکنند و 80 درصد تو ضرر میتونند باشند. - اگر پول دیگرون را آوردید تو بورس این بدترین حالتشه و رسوایی و بی آبرویی و شرمندگی را پیش رو خواهد داشت که من انجام دادم و مجبور شدم کل پول طرف و با ضرر بیش از 40 درصد برگردونم. من هر سه تا اشتباه بزرگ فوق را در بورس انجام دادم که نتیجه جالبی برای زندگیم نداشته است و زندگی و خانواده خودم را در معرض ریسک و خطر بزرگی قرار دادم. قصد ترسوندن ندارم ولی خودم خیلی قدرت ریسکم پایین اومده و سرمایم کم شده است. بهترین حالت این است که با 5-10 درصد سرمایتون شروع کنید و بعدا که حرفه ای این این کار شدید فقط 25 درصد از سرمایتون را تو این کار بیارید. چرا؟ چون اگر پولی را خواستین از بورس بکشین بیرون مجبور میشین سهامتون را با قیمت پایین در منفی بفروشید. خواهش میکنم این توصیه های برادارنه من و جدی بگیرید. بورس جای امنی نیست و سرمایه اصطلاحا ترسوست.
نتیجه نظرات : ۷۴ - ۹ = ۶۵
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۳۵۹۴۳ یه مادر میتونه به تنهایی 10 تا بچه را بزرگ کنه ولی همون بچه ها وقتی بزرگ میشن10تایی نمیتونن یک مادر راپرستاری کنن.................به بهشت نمیروم اگرمادرم آنجانباشد. تولد دردانه پیامبرفاطمه زهرا(سلام الله) برهمه شما مبارک
نتیجه نظرات : ۷۰ - ۶ = ۶۴
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۱۳۹۰۳ سلام دوستان صبح شنبه همگي بخير. اونهاي كه فكرميكنن اينهفته بازار مثبته +واونهايي كه فكرميكنن هفته پاياني سال منفيه - بدهند
نتیجه نظرات : ۸۲ - ۱۸ = ۶۴
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۱۰۴۰۶ آیا موافق باز بودن بازار سرمایه در روز 5 شنبه هستید؟ موافق+ مختلف -
نتیجه نظرات : ۷۱ - ۹ = ۶۲
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۰۸۰۷۲ سلام دوستان , امروز تو خیابون که میرفتم پشت یه اتوبوس نوشته بود:الیس الله به کاف عبده آیا خداوند برای بنده اش کافی نبود? سوره زمر خیلی فکرم رو مشغول کرده, خیلی جمله زیبایی هست هم امیدوار کننده هم دلگرم کننده
نتیجه نظرات : ۶۳ - ۳ = ۶۰
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۳۶۲۷۰ وقتی کودکند می خواهند برای مادرشان هدیه بخرند ولی پول ندارند . ... وقتی که بزرگتر می شوند ، پول دارند ، ولی وقتِ هدیه خریدن ندارند. ... وقتی که پیر می شوند ، پول دارند ؛ وقت هم دارند ، ولی مادر ندارند
نتیجه نظرات : ۶۰ - ۲ = ۵۸
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۰۴۴۸۵ نفت و گاز پارسيان تير خلاص: دل و دماغ نوشتن ندارم اما به هرحال اين دريچه كوچك هم نبايد به روي خودمون ببنديم . اين جناب استاد شاملو هم ما را تنها گذاشت . اين روزها به هر طريقي دولت در صدد جمع كردن نقدينگي مخرب از جامعه است . اوراقهاي مشاركت 20 درصدي سودهاي 20درصدي پيش فرش سكه و.... ورود دستپاچه شركتهاي اصل 44 به هر زور ضربي و جمع كردن همين چندرغاز نقدينگي موجود در بورس و حال تير خلاص : نفت وگاز پارسيان هر روز بدتر از ديروز خودرويها :در قهقهراي دره سقوط زامياد سايپا خودرو ... بانكي ها :نفسهاي به شماره افتاده پتروشيمي ها :دست و پا ميزنند پرديس طلايي كرمانشاه تازه وارد شاراك ليدر و.. سيمانيها :تا اومد بازار قدر اين قداره بندهاي دوران كج كلاه خان را يابد دوباره به فراموشي رفت فولاد: تاكي آب ديده شوند اين آهني هاي گداخته آن فخوز دوباره به جيب برگشته و يا آن مباركه نامبارك شده . در عجبم چطور فولادي خود را ميفروشي و آن ذوب شده آهني را ميخري با آن جمعيت فسيل شده و زيان انباشه از گرد وغبار ماندگي در قرون وسطي را ! نيشتر بزن برجان من : اين داروييهاي شفابخش ديگر شفا نميدهند چه شد درازك طلايي يا آن دلقمان جادويي و يا آن وپخش بزرگ؟ چه ميخندي ايستگاه آخر ؟ ميخندي بر ديگر نمادها چون سبزي آنها قرمز؟ تو خود آخرين قرباني هستي اين ساختمان بدبخت تو خود در صفي و آخر از همه سبز شدي و آخر از همه قرمز خواهي شد خواهي وساخت باش خواهي ثتران باش يا ... اين حامياني كه خود حامي ندارند كجايند اين سرمايه گذاريهاي بي سرمايه اين بي غيرتان بي صفت كه در منفي بازار منفي ترند اين صاحبان بي صاحب چه شد آن بزرگ بازار را كه چون سرش را بلند ميكرد برق چشمانش راه ديگران را روشن ميكردو با نور اميدش شاخصي را همراه ميساخت كجاي اي اخابر بزرگ حجمت كجا رفت برخيز اين بازار منتظر يك ناجيست آنانكه ادعايي داشتند بستن نماد خود را تا ندهند دست كمك بر نانان اين بازار ناكس . بازار پر شد زناكسان اي پاكسان شوينده تو كجايي كه بشويي اين همه نامردي بوعلي را كه دي هم نتوانست بوغعلي را بوعلي كند حيف از سيناي بزرگ مارا باش كه پيش كي بيمه كرديم خود را ! تو را ديگر چه شد اي پارسيان تو كه دانا نبودي اسيا نبودي تو هم آره؟ شما به كجا فرار كرديد اين صاميد اي ماهان .. شما كه بنا بود در روزهاي سخت هميشه در كنارم باشيد شما را به چه جرمي بستن ؟ ديگر شهابي نيست تا شهر را روشن كند. ديگر بخاري از بوتان بلند نميشود راستي پلوله چرا باز است اين دريده دوران عبده تبريزي عجب اينه عبرتيست چرا كسي عبرت نگرفت اصلا قرار نيست عبرتي در ميان باشد عبرت را دوباره بايد پيدا كرد در دانا در حفارس در ... زياده گفتم شايد نمادم بايد بسته شود براي شفاف سازي ...... نقل قول
نتیجه نظرات : ۶۵ - ۷ = ۵۸
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۲۹۸۰۰ شهادت مظلومه عالم .ام ابیها فاطمه زهرا را به تمامی دوستان تسلیت می گویم
نتیجه نظرات : ۷۶ - ۱۹ = ۵۷
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۰۴۳۵۶ غدیر تعدیل مثبت داد و منفی باز شد قجام تعدیل منفی داد و مثبت در مثبت باز شد عصر وارونگی است دیگر....
نتیجه نظرات : ۶۳ - ۶ = ۵۷
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۳۵۱۸۶ خدايا هم روز را تو مي سازي ، هم روزگار را ، امروزمان را زيبا بساز
نتیجه نظرات : ۶۴ - ۸ = ۵۶
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۲۸۳۸۰ دوستان خدا وکیلی کجای دنیا شب میخوابی صبح پا میشی میبینی همه چی گرون میشه تازه تعجب میکنم چرا همه چی گرون میشه سهم های ما گرون نمیشه واقعا اقتصاد مریضی در حد ایدز داریم
نتیجه نظرات : ۶۰ - ۵ = ۵۵
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۰۸۶۸۸ دوستان شاید بد نباشه که بدونیم میانگین سنی اهالی محترم اتاق گفتگو چقدره پس لطفا همکاری کنید. ممنون کسانیکه بیشتر از 30 سال سن دارند مثبت+ کسانیکه کمتر از 30 سال سن دارند منفی_
نتیجه نظرات : ۹۴ - ۴۰ = ۵۴
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۲۱۵۴۶ دوستان نگران نباشید .هر روز که به پایان دولت احمدی نژاد نزدیک میشویم بازار بهتر وبهتر میشود.
نتیجه نظرات : ۶۸ - ۱۶ = ۵۲
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۳۸۱۹۵ نفری یک مثبت به من بدید ببینیدشنبه چقدر سودمیکنید ببینم چراغ اول روکی روشن میکنه(شوخی)
نتیجه نظرات : ۷۰ - ۱۸ = ۵۲
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۳۰۱۹۲ عقاب یا مرغابی وبلاگ سهم طلایی : وقتی شما به شهر نیویورک سفر کنید، جالب ترین بخش سفر شما هنگامی است که پس از خروج از هواپیما و فرودگاه، قصد گرفتن یک تاکسی را داشته باشید. اگر یک تاکسی برای ورود به شهر و رسیدن به مقصد بیابید شانس به شما روی آورده است؛اگر راننده ی تاکسی شهر را بشناسد و از نشانی شما سر در آورد با اقبال دیگری روبرو شده اید؛ اگر زبان راننده را بدانید و بتوانید با او سخن بگویید بخت یارتان است؛ و اگر راننده عصبانی نباشد، با حسن اتفاق دیگری مواجه هستید. خلاصه برای رسیدن به مقصد باید از موانع متعددی بگذرید... هاروی مک کی می گوید: روزی پس از خروج از هواپیما، در محوطه ای به انتظار تاکسی ایستاده بودم که ناگهان راننده ای با پیراهن سفید و تمیز و پاپیون سیاه از اتومبیلش بیرون پرید، خود را به من رساند و پس از سلام و معرفی خود گفت: «لطفا چمدان خود را در صندوق عقب بگذارید.» سپس کارت کوچکی را به من داد و گفت: «لطفا به عبارتی که رسالت مرا تعریف می کند توجه کنید.» بر روی کارت نوشته شده بود: در کوتاه ترین مدت، با کمترین هزینه، مطمئن ترین راه ممکن و در محیطی دوستانه شما را به مقصد می رسانم.من چنان شگفت زده شدم که گفتم نکند هواپیما به جای نیویورک در کره ای دیگر فرود آمده است. راننده در را گشود و من سوار اتومبیل بسیار آراسته ای شدم.پس از آنکه راننده پشت فرمان قرار گرفت، رو به من کرد و گفت:«پیش از حرکت، قهوه میل دارید؟ در اینجا یک فلاسک قهوه معمولی و فلاسک دیگری از قهوه مخصوص برای کسانیکه رژیم تغذیه دارند، هست.» گفتم: «خیر، قهوه میل ندارم، اما با نوشابه موافقم». راننده پرسید:«در یخدان هم نوشابه دارم و هم آب میوه، کدام را میل دارید؟» و سپس با دادن مقداری آب میوه به من، حرکت کرد و گفت: «اگر میل به مطالعه دارید مجلات تایم، ورزش و تصویر و آمریکای امروز در اختیار شما است.» آنگاه، بار دیگر کارت کوچک دیگری در اختیارم گذاشت و گفت: «این فهرست ایستگاههای رادیویی است که می توانید از آنها استفاده کنید. ضمنا من می توانم درباره بناهای دیدنی و تاریخی و اخبار محلی شهر نیویورک اطلاعاتی به شما بدهم و اگر تمایلی نداشته باشید می توانم سکوت کنم.در هر صورت من در خدمت شما هستم.» از او پرسیدم:«چند سال است که به این شیوه کار می کنید؟» پاسخ داد:« دو سال.» پرسیدم:«چند سال است که به این کار مشغولید؟» جواب داد:«هفت سال.» پرسیدم پنج سال اول را چگونه کار می کردی؟»گفت: «از همه چیز و همه کس،از اتوبوسها و تاکسیهای زیادی که همیشه راه را بند می آورند، و از دستمزدی که نوید زندگی بهتری را به همراه نداشت می نالیدم.روزی در اتومبیلم نشسته بودم و به رادیو گوش می دادم که وین دایر شروع به سخنرانی کرد.مضمون حرفش این بود که مانند مرغابیها که مدام واک واک می کنند، غرغر نکنید، به خود آیید و چون عقابها اوج گیرید. پس از شنیدن آن گفتار رادیویی به پیرامون خود نگریستم و صحنه هایی را دیدم که تا آن زمان گویی چشمانم را بر آنها بسته بودم. تاکسیهای کثیفی که رانندگانش مدام غرولند می کردند، هیچگاه شاد و سرخوش نبودند و با مسافرانشان برخورد مناسبی نداشتند.سخنان وین دایر، بر من چنان تاثیری گذاشت که تصمیم گرفتم تجدید نظری کلی در دیدگاهها و باورهایم به وجود آورم.» پرسیدم:« چه تفاوتی در زندگی تو حاصل شد؟» گفت:«سال اول، درآمدم دوبرابر شد و سال گذشته به چهار برابر رسید.» نکته ای که مرا به تعجب واداشت این بود که در یکی دو سال گذشته، این داستان را حداقل با سی راننده تاکسی در میان گذاشتم؛ اما فقط دو نفر از آنها به شنیدن آن رغبت نشان دادند و از آن استقبال کردند.بقیه چون مرغابیها، به انواع و اقسام عذر و بهانه ها متوسل شدند و به نحوی خود را متقاعد کردند که چنین شیوه ای را نمی توانند برگزینند. شما، در زندگی خود از اختیار کامل برخوردارید و به همین دلیل نمی توانید گناه نابسامانیهای خود را به گردن این و آن بیندازید.پس بهتر است برخیزید، به عرصه پر تلاش زندگی وارد شوید و مرزهای موفقیت را یکی پس از دیگری بگشایید.ش
نتیجه نظرات : ۶۰ - ۹ = ۵۱
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۳۶۱۵۲ 5 شنبه رفتم دکتر میگه نمره چشات دو شماره اومده پایین در عرض یک ماه میگم چرا آخه اتفاقی افتاده ؟ بعد پرسیدم دلیلش چی میتونه باشه؟ میگه فقط در صورتی چشم آدم اینهمه میتونه افت کنه که روزانه حداقل 3 ساعت بشینی زل بزنی به یه رنگ قرمز هرچقدر فکر کردم آخه من مگه روزانه چقدر رنگ قرمز میبینم الان تازه منظوره دکتر رو فهمیدم تازه یادم افتاد من الان یک ماهه مدام از ساعت 9 صبح تا 12 ظهر زل زدم به این رنگ قرمزه شاخص و سهامهام تا آخره این ماه به نظرم نابینا شم
نتیجه نظرات : ۵۸ - ۷ = ۵۱
|
||||||||||||||||||||
|
مطلب ۳۰۹۵۲۹ وسط اروین : ۱۳۹۰/۱۲/۸ - ۱۸:۳۹:۳۴ جناب وال استریت کجای مردیم از دل تنگیت دارم از فراقت جون میدم یک پیامی چیزی بابا کجا رفتی شاید منو نشناسی اما من چند روزی بود به توصیه های شما نگاه میکردم خداییش خوب بودن بعدش جناب وال استریت خیلی در ضررم چندتا پیشنهاد بده تا از ضرر خارج بشیم سلام خدمت دوستان گلم راستش چند وقتیست دل و دماغی ندارم دایی 40 ساله بنده چندی پیش در یک تصادف وحشتناک با موتور کشته شد 1 هفته در کما ........... گردن شکسته .........سر شکافته ........... مادر داغدیده اگر کوتاهی کردم ببخشید
نتیجه نظرات : ۵۸ - ۷ = ۵۱
|
|
|
Morteza93 تعداد پست : ۱۲۴۸ |
|
|
وحید20 تعداد پست : ۱۱۴۱ |
|
|
فریاد زیر آب تعداد پست : ۱۰۲۳ |
|
|
کاربر ۱۵۴۲۰ تعداد پست : ۸۹۲ |
|
|
مازیار تعداد پست : ۸۶۵ |
![]() |
تلویزیون بورس
» ۱۳۹۱/۲/۲۷ - وقایع اتفاقیه بورس - 27 اردی بهشت |
| آرشیو... | |


